صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١ - رسالت مطبوعات
اين ملت، از اشخاصى كه گوشت و پوستشان در اين كشور پرورش يافته، از آنهايى كه مصالح اين كشور مصلحت خودشان است و مفاسد اين كشور مَفْسده خودشان هست، ما از آنها رنج مىبريم، ما از آنها توقع داريم. ما توقعمان اين است كه شما به فكر اين خونهاى بناحق ريخته باشيد، به فكر اين معلولين عزيز ما باشيد، به فكر اين آوارگان جنگ باشيد، و به فكر پيشرفت اسلام، نه به فكر اينكه من بايد و تو نبايد، من هستم و تو نيستى!
رسالت مطبوعات
شما بايد توجه داشته باشيد كه هر قشرى از اين كشور تضعيف بشود، هر شخصى كه در اين كشور مسئول كارى است تضعيف بشود، هر ارگانى كه در اين كشور مشغول خدمت هست تضعيف بشود. اين تضعيف، تضعيف همه هست، و اين انتحار [١] است! بدون اينكه گوينده و نويسنده توجه داشته باشد، اين روزنامههايى كه هر كدام به جان هم افتادهاند و يك راهى را دارند باز مىكنند براى انتقاد از كشور، براى انتقاد از جمهورى اسلامى، براى انتقاد از گروه يا اشخاص، اينها شياطينى هستند و قلمها در دست شياطين است، خودشان توجه ندارند. روزنامهها و مطبوعات بايد در خدمت اين ملت و در خدمت اسلام باشند. بايد همه با هم با برادرى رفتار كنند. اگر انتقاد دارند، انتقاد برادرانه داشته باشند؛ مصلحت گويى باشد. اگر روزنامهها، تبليغات، همه اينها در اين معنا با هم متحد بشوند كه قلمهايشان و گفتارشان گزنده نباشد، مثل عقرب نباشد؛ شما بدانيد كه زبان انسان اگر گزنده شد و از عقرب گزندهتر شد، در آن عالم به صورت يك عقرب گزنده بيرون مىآيد. و آنهايى كه ديگران را تضعيف مىكنند و غيبت ديگران را مىكنند زبانهايشان در روز قيامت به قدرى بلند مىشود كه مردم از روى آن زبانها مىگذرند.
امروز هم مطلب اين است كه مثل مار و عقرب هم را مىگزند. و خودشان نمىفهمند، يا مىفهمند و مىخواهند بگزند. خدا نكند كه بفهمند! خدا نكند كه دانسته اينها تضعيف كنند اين كشور را. خدا نكند كه روزى پيش بيايد كه من احساس وظيفه بكنم. من به آنها
[١] خودكشى.