صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٩ - وحشت اشرار از صدور انقلاب اسلامى
ولى چون از شوروى مردم وحشت دارند. آنها را كنار بگذارند و به طرف امريكا جذب بكنند. ما خيلى محتاج به زحمت هستيم و من اين نگرانى را داشتم و مصمم هستم كه يك وصيتى بنويسم و در آن شرح بدهم كه اينها از كجا مىخواهند شروع كنند و آنها فرصتشان نبود و خواستند از حالا شروع كنند. ولى نشد «نه مجلس به درد مىخورد و نه شوارى نگهبان و نه قضات». مىگفت همه اينها بىدين هستند. بنى صدر بارها به من گفت:
اين دولت را كنار بگذاريم. مىخواست مرا ديكتاتور كند و من مىخنديدم و مىگفتم اگر قدرت دارى خود شما اين كار را بكنيد. اينها جاهلند. اينها بىدين هستند. اينها قرار داشتند مجلس خبرگان را منحل كنند و مىگفتند برگرديم به ٢٢ بهمن. بايد بگويم همه غلط است و برگرديم به ٢٢ بهمن و آنوقت شروع كنيم. نه مجلس و نه هيچ چيز ديگر و نه جمهورى اسلامى داشته باشيم و راى بگيرند. جمهورى دمكراتيك باشد، يا اسلامى، يا اسلامى دمكراتيك. حتى متدينين مىگفتند. لفظ دمكراتيك را بگذاريد، وقتى ما آمديم ديديم كه مىخواهند از اول منحرف كنند و ما گفتيم همين اسلام را مىخواهيم ...
ناشيگرى كردند و خواستند رفراندم كنند، ولى نمىدانستند مردم چه هستند فكر كردند اينها كه سوت مىزنند توده مردم هستند.
وحشت اشرار از صدور انقلاب اسلامى
در هر حال دست از ما بر نمىدارند. بايد جوانهاى ما نسل فعلى، نسل آينده را تربيت كنند. اين نسل را نمىتوانند الآن ذهنش را ببندند. اصرارشان اين است كه دانشگاه باز شود، مىگويند متخصص نداريم، مىگويند اينها مخالف علمند. كى بيشتر از قرآن، از علوم صحبت كرده است؟ ما روزنامه لازم داريم ولى روزنامه «انقلاب اسلامى» لازم نداريم. ما مجله مىخواهيم ولى مجلههايى كه مثل مجلههاى رژيم سابق باشند احتياج نداريم. متخصص مىخواهيم ولى متخصص مثل شريف امامى نمىخواهيم. در هر صورت مسأله، مسأله محققى نبود. مسأله، مسأله دانشگاه نبود. مسأله، مسأله مطبوعات نبود و مسأله آزادى نبود. مسأله اين بود كه وحشت زده بودند كه جاى ديگر اين طور شود.