صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٠ - توجه به وجود جريان انحرافى
هم بخورد و رفراندم بشود، رفراندمش تمام اينها را كنار مىگذارد. يك اشخاص ديگرى را مىآورد در كار كه آن اشخاص مطلوب مردم باشد، نه [اينكه] اشخاصى بيايند كه غير مطلوب باشند. لكن مسأله اين است كه آنها احتياط كردند؛ ما اين احتياط را بكنيم، بلكه ان شاء اللَّه، به هم بخورد اين اوضاع، باز يك دو سالى تزلزل بشود، يك راه مفرى براى امريكا پيدا بشود كه ما را درست بتوانند تربيت كنند، ما كه نمىتوانيم خودمان را اداره كنيم، بيايند ما را اداره بكنند! اين مسائل را پيش آوردند.
و من مىخواهم به شما آقايان بگويم كه بيدار باشيد و هوشيار! دشمنهاى شما پشت همين دروازههاى تهران و دروازههاى ايران هستند. در داخل اين كشور هم دشمنهاى ايران هستند. يك دسته دشمن نيستند؛ [عدهاى] از روى نادانى كار دشمن را مىكنند.
يك دسته هم دشمنهاى سرسخت هستند كه مىخواهند كه اين جمهورى اسلامى نباشد، هر چه مىخواهد باشد. جمهورى باشد، جمهورى دمكراتيك باشد، جمهورى هر چه مىخواهد باشد؛ جمهورى خلق باشد، اسلام تويش نباشد؛ براى اينكه اگر جمهورى اسلامى شد و قانون، قانون اسلامى شد، ديگر براى آن اربابها راهى پيدا نمىشود. و آن وقت به عقيده اين آقايان، ما ديگر بايد از [قافله] تمدن و از كشورهاى متمدن كناره بگيريم حتماً! يا بايد كلاه امريكا را سرمان بگذاريم يا كلاه شوروى را سرمان بگذاريم و اگر اين نشد، ديگر ما مرتجع هستيم و بايد كناره بگيريم، منزوى ديگر هستيم! اين يك اشتباه است كه آقايان دارند. و اينها را ترساندهاند از اول. اينها بچه ترس شدهاند! از اول نمىدانند كه مسأله چيست، نمىدانند قدرت اسلام چيست، نمىدانند قدرت يك ملت چيست. يك ملت هر چه محدود باشد، هر چه جمعيتش كم باشد، لكن وقتى خواست يك ملتى يك چيزى، شد. ابرقدرتها اگر بخواهند خلاف اين خواست بكنند، به ضرر خودشان است؛ براى اينكه آنها يك كشورى مىخواهند آباد باشد، بازار باشد [تا] چيزهايش را ببرند. همين طورى كه نمىخواهند يك بيابان را بگيرند! اينها مىدانند كه اگر يك كشورى همه افراد ملتش يا اكثر افراد ملتش ايستادند، در مقابل همه ناگواريها ايستادند، اينها ديگر هوس اينكه بيايند و بزنند و بكشند و از بين ببرند، ندارند. اينها نقشه