صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٦ - غرب باورى افكار وابسته و منحرف
هستند، نمازخوان هم هستند، شايد نماز شب هم مىخوانند، اما افكارشان اين طورى پرورش يافته؛ يعنى، از بچگى به گوش اينها خواندهاند كه اين كشورهاى ضعيف بدون وابستگى يا به اين طرف يا به آن طرف، بدون اين، برايشان امكان استمرار حيات نيست! وقتى هم وارد شدند در مدرسه، توى مدرسه اين را به گوششان خواندهاند. وقتى هم وارد شدند در جامعه، هى اين در گوششان خوانده شده است، در روزنامهها تبليغ شده است، در مجلات تبليغ شده است، همه جا اين مطلب پيش آمده است كه شما خودتان نمىتوانيد خودتان را اداره كنيد. اگر از دامن شرق فرار كنيد، به دامن غرب بايد پناهنده بشويد! اين اشخاص متدينى هم كه نمازخوان هم هستند، متدين هم هستند، لكن اين معنا در ذهنشان هست كه چون شوروى الحاد ذاتى دارد و اصلًا مبدئى قبول ندارد، ما اگر از او فرار كنيم و ناچاريم [با] يك جايى پيوند حاصل كنيم، بايد به طرف غرب برويم، و حالا امريكاست. اينها نه اينكه غرضشان اين است كه- مثلًا- يك صدمهاى به اسلام وارد بشود، نه، اصلًا اين طورى پرورش پيدا كردهاند؛ فكرشان اين طورى است؛ صلاح را اين مىدانند.
و لهذا، در خلال اين گيرودارهايى كه در اين دو سال اخير بود و من در پاريس بودم، اخيراً اين مسائل را پيش مىآوردند كه اول راجع به اينكه شاه حالا باشد و او سلطنت بكند و ديگر حكومتى براى او نباشد؛ مطابق قانون عمل بكند. خوب، من مىدانستم كه اينها اغفال شدهاند. يكى از همين محترمين اينها كه آمد و اين را طرح كرد، من گفتم: شما اين مطلب را مىگوييد كه شاه بايد سلطنت كند و حكومت [نكند]، و ما هم بياييم اين را قبول كنيم، خوب، شما اين اطمينان را داريد كه شاه زير بار اين مسأله مىرود؟ يا اينكه اگر شما يك كلمه اين مطلب را بگوييد، من هم مثل شما باورم بيايد و بيايم مصالحه كنيم با ايشان، [بعداً] تمام شماها را از بين خواهد برد؟ اين دفعه در ماند! نتوانست جواب بدهد. واقعاً هم نمىشد جواب بدهد. اينها اين طورى پرورش پيدا كردند و مىخواهند مردم هم به اين روش بروند. منتها روشهاى مختلفى دارند اينها. روشهاى سياسى مختلفى كه دارند، به آن روشها اين طور مىكنند كه ما را- خداى نخواسته- دوباره