صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - غرب باورى افكار وابسته و منحرف
قابل تحمل بوده است، لكن ارتشى كه بايد يك كشور را حفظ كند، سرحدات كشور را حفظ كند، دفاع از كشور بكند، اين را بخواهند وابسته كنند به يك كشور ديگرى، هر چه باشد آن كشور، هر چه قدرتش زياد باشد، اين معنايش اصل از بين بردن تمام حيثيت ارتش است.
از اين جهت، يكى از تحفههاى بسيار با ارزشى كه اين انقلاب به ما داده است، هديهاى كه از جانب خداى تبارك و تعالى به ما عنايت [شده] است، همين است كه دست قدرتهاى بزرگ از ارتش بريده شده و مستشارهاى اينها بيرون رانده شدهاند؛ و شما الآن خودتان هستيد و فرماندهان خودتان. فرماندهان وقتى از خودتان است، خودتان هستيد، ديگر اين طور نيست كه شما اين ناراحتى را در قلبتان احساس كنيد كه ما تحت فرمان دشمنهاى خودمان هستيم. شما مىدانيد كه اين قدرتهاى بزرگ دشمن تودههاى مردم هستند و دشمن كشورها، خصوصاً كشورهاى اسلامى. انسان احساس كند كه بايد خاضع باشد در مقابل دشمن خودش، در مقابل دشمن اسلام، كشور خودش، اين بسيار ناگوار است.
غرب باورى افكار وابسته و منحرف
از اين جهت، اين هديهاى كه خداى تبارك و تعالى به ارتش عنايت كرده، شايد بيشتر و ارزندهتر باشد از اينكه به ساير قشرها عنايت كرد. البته همه ارزنده است، همه الطاف خدا ارزنده است، لكن ارتش كه بايد يك ارتش مستقلى باشد و غرور ارتشيش محفوظ باشد، الآن بحمد اللَّه، اين مطلب حاصل است براى شما. و تمام نگرانيهاى احتمالى- البته احتمال، احتمال ضعيف، اما خوب [است كه] گفته شود- اين است كه دوباره يك دستهايى در كار باشد كه بخواهند همان مسائل سابق پيش بيايد. البته مسئله شاهنشاهى ديگر مدفون شده، آن مسأله ديگر مطرح نيست، لكن به طور ديگر يك مسائلى فراهم بياورند. كسانى كه از آنها هستند يا افكارشان آن نحو افكار است يا- به اصطلاح- خودشان صلاح ملت را مىدانند، كه وابسته باشد. خوب، هستند اشخاصى كه متدين هم