صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٩ - اهداف و مقاصد شوم در مخالفت با انقلاب فرهنگى
آنهايى كه مىخواهند و مىخواستند كه دست شرق يا غرب باز باشد و مصلحت شخصى خودشان را در اين امر مىدانستند، كوشش كردند كه با قلم و زبان محكوم كنند اصلاح و انقلاب دانشگاه را. و شما اگر توجه كنيد كه چه گروههايى مخالفت با اين امر كردند و باز هم مىكنند و باز هم اصرار دارند به اينكه دانشگاه به همان ترتيبى كه سابق بود باز بشود، مىفهميد روش اين اشخاص چه روشى است. ما از مسائلى كه در كشور طرح مىشود اشخاصى كه آن مسائل را طرح مىكنند مىشناسيم.
آنهايى كه با انقلاب «فرهنگى» مخالف بودند با اسم اينكه دانشگاه را مىخواهند اينها اصلش ببندند و اينها نمىخواهند كه دانشگاه در كار باشد، مشغول به تبليغات شدند.
يك دسته از آنها همانها بودند كه دانشگاه را سنگر قرار داده بودند و اتاق جنگ در دانشگاه- به طورى كه گفته مىشود- ايجاد كرده بودند! و يك دسته از آن غربزدههايى كه به خيال خودشان، اسلامى شدن دانشگاه و اسلامى شدن جوانهاى ما و اسلامى شدن دانشمندان ما با مقاصدشان مخالف بود اينها را طرد به «ارتجاع» كردند. «مرتجعين»، يعنى آنهايى كه نمىخواهند طرف شرق بروند كه مركز تمدن است- به اصطلاح آنها- و نمىخواهند طرف غرب بروند! كه آنها طرف شرق و غرب هر دو را بهتر مىدانستند از اسلام. آنها مىخواهند اسلام نباشد، هر چه مىخواهد باشد. آنها مىخواهند كه تربيتهاى اسلامى در دانشگاهها نباشد، ديگر هر چه باشد مانعى ندارد. آنها مىخواهند كه دانشگاه و فيضيه با هم مرتبط نباشد؛ براى اينكه اين ارتباط موجب اسلامى شدن دانشگاه مىشود و اين ارتباط اسباب اين مىشود كه آن بدبينىهايى كه در طول مدت زياد بين دانشگاه و طلاب علوم دينى حاصل شده بود از بين برود. وقتى اين بدبينىها از بين رفت و دانشگاه در كنار فيضيه مشغول به فعاليت شدند، دست اينهايى كه قبلهشان شرق يا قبلهشان غرب است، كوتاه مىشود. و لهذا، با تمام قوا، كوشش مىكنند و مىكردند كه اين دو قشر را از هم جدا كنند و بدبين كنند. وقتى اين دو قشر از هم جدا شد و بدبين شدند به هم، آنها كارهاى خودشان را هر طورى كه مىخواهند، انجام بدهند. الآن هم دست بر نداشتهاند از اين مطلبى كه مقصود اصلى آنهاست. الآن هم آن قشرى كه مىخواهد بدون اينكه