صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٢ - ضرورت و اهميت تزكيه براى دولتمردان
براى سردمداران بيشتر لازم است تا براى مردم عادى. اگر افراد عادى تزكيه نشوند و طغيان پيدا كنند، يك طغيان بسيار محدود است. يك نفر در بازار يا يك نفر در روستا اگر طغيان بكند، يك نقطه محدودى را به فساد ممكن است بكشد، لكن اگر طغيان در كسى شد كه مردم او را پذيرفتهاند، در عالمى شد كه مردم آن عالم را پذيرفتهاند، در سلطانى شد كه مردم آن سلطان را پذيرفتهاند، در رؤسايى شد كه مردم آنها را پذيرفتهاند، اين گاهى يك كشور را به فساد مىكشد و گاهى كشورها را به فساد مىكشد.
اين طغيانها كه موجب اين است كه كشورهايى به تباهى كشيده بشود براى اين است كه تزكيه نشده است كسى كه زمام امور به دستش است. شما مقايسه كنيد صدام را با يك نفر آدم عادى؛ يك نفر آدم عادى هر چه طغيان بكند و هر چه فرعونيت داشته باشد جز اينكه يك افراد معدودى را به تباهى بكشد يا خانواده خودش را به تباهى بكشد كار ديگرى از او نمىآيد، اما صدام را ببينيد كه طغيان كرده است و طاغى است و اين طغيان موجب به فساد كشيدن يك مملكت، دو مملكت، بلكه منطقه ممكن است بشود و اگر اين طغيان در رئيسهاى جمهور بزرگ دنيا باشد، اگر رئيس جمهور امريكا طغيان بكند طغيان او يك كشورهاى بسيار را به فساد مىكشد. جنگهاى بزرگى كه در دنيا واقع شد، مثل جنگ اول و جنگ دوم، براى همين بود كه طغيان در آن طبقه بالا بود. آن طبقه بالا كه مهذب نبودند طغيان كردند و كشورهاى بزرگ را به فساد كشاندند. اگر رئيس حزب جمهورى سوسياليستى شوروى طغيان كند، طغيان او محدود نيست به اين حدود معين، طغيان او كشورهايى را به فساد مىكشد.
كسانى كه در يك مقامى هستند، چه مقامهاى پايين و چه مقامهاى بالا، اگر بخواهند مملكت اصلاح بشود، اگر بخواهند اين كشور آرامش پيدا بكند، آنها بايد آرامش را از بالا شروع كنند؛ از پايين آرامش نمىشود حاصل بشود. بايد اشخاصى كه زمامدار امور هستند، هر نحو زمامدارى، بايد از آنجا آرامش را شروع كنند. آرامش آنها كشور را به آرامش مىكشد و اگر خداى نخواسته طغيان كنند، طغيان آنها كشور را به هلاكت مىكشاند. آنهايى كه براى اين كشور دلسوزند، آنهايى كه براى اسلام دلسوزند، آنهايى