صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٠ - هواى نفس، منشأ تمام دعواها
همه مملكت ايران را به هم بزنم براى اينكه من باشم و هيچ كس نباشد نه، همه باشيد، و همه هم حفظ كنيد مملكت را. همه باشيد، و همه روى قانون عمل بكنيد قانون اساسى را باز كنيد، و هر كس مرز و حد خودش را تعيين كند. به ملت هم بگويند كه قانون اساسى ما براى دولت اين را وظيفه كرده است؛ براى رئيس جمهور اين را؛ براى مجلس اين را؛ براى فرض كنيد فلان كار براى ارتش اين را. براى همه وظيفه معين كرده است. به مردم بگويند در قانون اساسى كه شما رأى داديد برايش، وظيفه ما اين است. در لفظ فقط نباشد، و در واقع خلاف. واقعاً سر فرود بياوريد به قانون؛ و واقعاً سر فرود بياوريد به اسلام. لفظ را همه مىگويند. شايد شيطان را هم ازش بپرسند، مىگويد من انقلابى هستم! امروز همه انقلابى هستند! امروز همه دلسوز براى ملت هستند! امروز دعواى اينكه ما همه جنگ هم رفتهايم- و شما ديديد كه يك دسته نوشتهاند كه ما از اول در جنگ چه بوديم- گفتهاند. خوب، من هم مىتوانم بگويم من در صفِ اول جنگ دارم جنگ مىكنم، ولى اينجا افتادم همين طور. بايد به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، اين مردمى كه شماها را روى كار آوردهاند، اين مردم زاغهنشين كه شماها را روى مسند نشاندهاند ملاحظه آنها را بكنيد، و اين جمهورى را تضعيفش نكنيد. بترسيد از آن روزى كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چيست، و يك انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسيد كه ممكن است يكى از «ايام اللَّه»- خداى نخواسته- باز پيدا بشود. و آن روز ديگر قضيه اين نيست كه برگرديم به ٢٢ بهمن. قضيه [اين] است كه فاتحه همه ما را مىخوانند! من از خداى تبارك و تعالى اميد اين را دارم كه به ما عنايت بفرمايد و ما را هدايت كند به يك راهى كه مرضى اوست؛ و قلمهاى ما را هدايت كند به يك نوشتههايى كه مورد رضاى اوست. و بر زبانهاى ما جارى كند يك چيزهايى را كه مورد رضاى اوست.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته