صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٤ - لزوم قدرشناسى از اسلام و روحانيت
روحانيين بودند كه دست به دست دادند، و در غيبت كبرى هم همين روحانيين بودند كه احكام اسلام را دست به دست دستهبندى كردند. اينها را، دست به دست، نسل به نسل، منتقل كردهاند تا به ما رسيد. و همين روحانيين بودند كه در اين طول پنجاه سال- همه شما ديگر شاهد بوديد- كه چندين دفعه قيام كردند. لكن چون اساس خيلى دست آنها نبود نتوانستند. همين روحانيون بودند كه از اصفهان و همه جا، زمان رضا خان، مجتمع شدند بر ضد رضا خان، [١] منتها از باب اينكه مردم آن طور تحت سلطه بودند، شكست خوردند. و همين روحانيون بودند كه از آذربايجان قيام كردند. و باز هم دنبال اينكه باز درست مسأله براى مردم روشن نشده بود، آنجا هم شكست خوردند. و همين روحانيين بودند كه از ١٥ خرداد تا آخر كه هيچ كس نفس نمىكشيد، باز همينها بودند كه صدا در مىآوردند و فرياد مىزدند. در اين دو سال آخر از روحانيون مطلب شروع شد. هى نگوييد من چه كردم و ما چه كرديم. آخر يك مقدار هم انصاف مىخواهد. «از اول روحانيون هيچ كاره بودند! فقط ما بوديم كه همه كارها را كرديم!» آخر اين را نبايد يك آدم صحيح بگويد كه به او بخندند. اينها بودند كه مردم را به كوچه و بازار كشاندند؛ و اين اسلام بود كه مردم را [آماده شهادت كرد] و الّا نه هيچ جبههاى و نه هيچ حزبى و نه هيچ گروهى نمىتوانست كه مردم را بكشاند به طورى كه داوطلب دنبال مرگ بروند؛ شهادت بطلبند. شما در تاريخ كجا سراغ داريد كه داوطلب بيايند و بگويند كه من مىخواهم شهيد بشوم. يا اللَّه دعا كن كه من شهيد بشوم! گريه كند به اينكه دعا كن من شهيد بشوم. اين اسلام است كه اين طورى كرده است. آقا، قدر اين اسلام و قدر اين روحانيت را بدانيد. شماها نمىفهميد، مطلع نيستيد درست؛ اگر اين طايفه را كنار بگذارند، بعد از پنجاه سال رسم و اسمى از اسلام نخواهد بود. شمايى كه به اسلام اعتقاد داريد، آن كه اسلام را نگه داشته و دستهبندى كرده داده، و الآن هم در مراكز علمى مشغول فقه اسلام است- و من دو سه روز پيش از اين، كه يكى از مدرسين محترم قم اينجا بود، از او سؤال
[١] اشاره است به اجتماع مشاهير علماى ايران در سال ١٣٠٦ شمسى به دعوت آقاى نور اللَّه اصفهانى در قم.