صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٨ - تدريجى بودن فساد و تباهى
را ردش كند.
تدريجى بودن فساد و تباهى
مهم در همه افراد، و خصوصاً شما آقايان كه در مجلس هستيد، و مجلس مبدأ همه چيزهايى است كه در كشور واقع مىشود، مهم اين است كه در مقام بيان مسائل ورد مسائل، انتقاد و تكذيب، به آنجا نرسد كه قوه عقليه كنار، و با قوه غضبيه انسان وارد ميدان بشود. اگر يك كسى هم فرض كنيد از زبانش يك مطلبى بر خلاف شما صادر شد، شما برويد و مطلب را منطقى صحبت كنيد، با داد و فرياد و- خداى نخواسته- حرف زشت زدن كار درست نمىشود. جز اينكه اگر- خداى نخواسته- اين امور تكرار بشود در مجلس، كم كم- هيچ امر فاسدى يكدفعه سراغ آدم نمىآيد. شيطان باطنى انسان بسيار استاد است. و او همچو نيست كه ابتدا انسان را به فساد بكشد- ابتدا قدم كوچكى را وامىدارد كه انسان بردارد. اين قدم كه برداشت، فردايش يك قدم يك قدرى بلندترى. انسان را يواش يواش به جهنم مىفرستند؛ يواش يواش به فساد مىكشد. همه اينهايى كه مىبينيد فاسد شدند اين طور نبودند كه اينها از اول به اين درجه از فساد بودند؛ بلكه
كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الفِطرَةِ [١]
و اين طور هم نبودند كه يكدفعه جهش كرده باشند از يك مرتبهاى به مرتبه بالاى فساد. اين طور هيچ وقت نبوده است. اين بتدريج واقع شده است.
اينهايى كه ديكتاتور شدند اين طور نبوده است كه از اول ديكتاتور زاييده شده باشند.
آنها هم مثل ساير مردم [بودند.] بعد هم وقتى كه به مقامى رسيدند، اين طور نبوده است كه از اول ديكتاتورى كرده باشند. لكن قدم بقدم، ذره به ذره، رو به ديكتاتورى رفتند، يك وقت هيتلر از كار درآمدند؛ يك وقت استالين از كار درآمدند. شيطانى كه در باطن انسان است با كمال استادى انسان را به تباهى مىكشد. اگر از اول بگويد كه تو بيا برو يك آدمى را بكش، هر گز نخواهد رفت. از اول انسان را وادار مىكند كه اين آدم چطور است، يك غيظى به او بكن. بعد يك قدرى زيادتر. تا كم كم مهيا مىكند انسان را از براى اينكه
[١] هر زاده شدهاى بر فطرت توحيد زاده مىشود. عوالى اللآلي، ج ١، ص ٣٥، ح ١٨.