صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٧ - لزوم حق مدارى هنگام نظر دادن
اين دوست دارد آن روش را، آن مطلب را، به هر عنوانى كه هست ثابت كند، و لو اينكه اين عنوانى كه هست عنوان خلاف باشد، خلاف اخلاق باشد، خلاف منطق باشد. آنى هم كه بغض به يك روشى دارد نظرش نظر سالم نيست، آن هم دنبال اين است كه آن طرفى كه مورد بغض اوست و آن روشى را كه نمىپسندد، با هر توجيهى كه باشد، آن را تصحيح كند. و لهذا مىبينيد كه يك مطلب، يك امر، از يكى صادر مىشود، [در] يك وقت و يك محيط، يك مطلب از يك كسى صادر مىشود، يك عمل از يكى صادر مىشود، دو طايفهاى كه يكيشان اين را خوب مىدانند و دوست مىدارند و يك طايفه اين را بد مىدانند و دشمن مىدانند، آن مطلب واحدى كه زمانش واحد و همه جهات واحد است وقتى كه پيش آنها مىرود كه مورد محبت هست آن آدم. تمام مطالب او را، و لو مخالف با عقل باشد، و لو مخالف با منطق باشد، مىپذيرند و تأييد مىكنند، شروع مىكنند به اينكه خير، مطلب همين است. و آن دستهاى كه با اين خوب نيستند اگر يك مطلب خوبى هم اين بگويد، آنها دنبال اين هستند كه نه، اين حرف صحيح نيست. اين دو نظر را انسان مبتلا به آن هست. نظر بيطرف بسيار كم است.
يعنى «نظر» بيطرف باشد؛ خود آدم هيچ وقت نمىتواند بيطرفِ بيطرف باشد. لكن در نظر دادن حق را ببيند. تحت تأثير حق واقع بشود؛ اين حق چنانچه از دشمن من هم صادر شد، من او را تمجيد كنم به عنوان اينكه حق است. و باطل اگر از دوست من هم صادر شد، آن را تكذيب كنم به عنوان اينكه باطل است. و لو در باطن فرض كنيد يكى يك روشى را دوست دارد، يكى روش ديگر را؛ لكن در مقام نظر دادن، در مقام مصلحتانديشى براى كشور يا براى اشخاص، آن نظر حب و بغض خودش را كنار بگذارد، برود دنبال حق و باطل.
حق هر جا هست بايد دنبالش رفت و او را با آغوش باز پذيرفت، و لو بر خلاف نظر خود من هست. و باطل را هر چه هست و از هر كس صادر بشود بايد نپذيرفت به عنوان اينكه باطل است. اشخاص و گروهها و اينها را بايد كنار گذاشت، حق و باطل را ملاحظه كرد. آن وقت هم براى اثبات حق و ابطال باطل اگر انسان گرفتار بشود به عصبانيت و عرض مىكنم غيظ و غضب كردن، نه مىتواند حق را به دست بياورد؛ و نه مىتواند باطل