صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣ - خطر علمِ بدون تربيت
انسانى باشد، با همان حال كه پذيرش هر تربيتى در نوسالها و [ميانسالها] خيلى زود انجام مىگيرد، وارد مىشوند به مراتب بعد. آنجا هم چنانچه تربيت، يك تربيت انسانى باشد و موافق با فطرت انسان كه همان فطرت، وديعه گذاشته از خداست فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها [١] آن طور باشد، در دانشگاه هم همان جور تربيت باشد، اينها بعد كه تحويل به جامعه داده مىشوند و مقدرات جامعه قهراً به دست اينها سپرده مىشود بِالمَآل [٢] كشور را كشور نورانى، كشور انسانى، كشور به فطرت اللَّه، تربيت مىكنند، و كشور را به جلو مىبرند.
خطر علمِ بدون تربيت
اگر شما بخواهيد تعليم كنيد فقط اطفال را و كارى به اين نداشته باشيد كه در پهلوى تعليم و تربيت انسانى، تربيت اخلاقى باشد، اينها با همان علمِ بدون تربيت، مراحل را طى مىكنند. و علم بدون تربيت آنها را يا اكثر آنها را رو به فساد مىكشد. انسان از اول اين طور نيست كه فاسد به دنيا آمده باشد. از اول با فطرت خوب به دنيا آمده؛ با فطرت الهى به دنيا آمده:
كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ [٣]
كه همان فطرت انسانيّت، فطرت صراط مستقيم، فطرت اسلام، فطرت توحيد است. اين تربيتهاست كه يا همين فطرت را شكوفا مىكنند؛ و يا جلوى شكوفايى فطرت را مىگيرند. اين تربيتهاست كه يك كشور را ممكن است به كمال مطلوبى كه از هر جامعه انسانى است برسانند و يك كشور كشور انسانى باشد؛ كشور مطلوب اسلام باشد. و همين تربيتها يا تعليمهاى بدون تربيت ممكن است كه اينها در آن وقتى كه مُقدّرات يك كشورى دست آنهاست و همه چيز كشور به دست آنهاست كشور را به تباهى بكشند. شما آقايان معلمين و همه معلمهايى كه در سرتاسر كشور هستند و همه
[١] سوره روم، آيه ٣٠: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» پس تو اى رسول (با همه پيروانت)
مستقيم رو به جانب آيين پاك اسلام آور، و پيوسته از طريق دين خدا كه فطرت خلق را بر آن آفريده است پيروى كن
[٢] سر انجام
[٣] «هر مولودى با فطرت پاك به دنيا مىآيد». عوالى اللآلي، ج ١، ص ٣٥، ح ١٨.