صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٩ - ادعاهاى واهى صدام در اظهار قدرت
ما جز اين نيست كه مىخواهد دست قدرتهاى بزرگ از خزاين او و از ملت او كوتاه و خودش حكومت اسلامى داشته باشد و از اول هم حكومت اسلامى را مىخواست و به حكومت اسلامى رأى داد و مستقر كرد و به همين جرم مورد مؤاخذه ابرقدرتها و تجاوز پيوندهاى پوسيده به ابرقدرتها شد.
ادعاهاى واهى صدام در اظهار قدرت
صدام گفته است كه چنانچه به مقاصد من عمل نكنيد، من بيشتر از اين، كشور شما را خراب مىكنم. تو هر چه توانستى كردهاى و هر چه بتوانى مىكنى و بيشتر از آن هم نتوانستى كه بكنى، نه اينكه نخواستى بكنى. تو اگر بتوانى تمام مسلمين ايران را خواهى كشت، لكن اين خيال باطلى بود كه كردى و گمان كردى كه ملت ايران بىتفاوت است، اگر تو هجوم بياورى به كشورش و ارتش ايران ضعيف و ناتوان است. ملت و ارتش به تو فهماند كه مسأله آن طور كه تو حساب كرده بودى و آن طور كه قدرتهاى بزرگ حساب كرده بودند، نبود و همان وقت كه تو هجوم كردى و ناگهان هجوم كردى، جلوى تو را گرفتند و پس از آن يك قدم هم پيش نيامدى و حالا هم هر روز عقبتر خواهى رفت. و اگر نبود خوف اينكه ملت شريف عراق صدمه ببيند، اگر ما هم و ارتش ما هم و ملت ما هم مثل صدام فكر مىكرد كه بايد پيشبُرد و لو به كشتن ملتها، و لو به كشتن بچهها و زنها و پيرمردها، اگر يك همچو برنامهاى بود، امروز مىديدى كه عراق ديگر كسانى را كه بتوانند كارى انجام بدهند، ندارد. لكن كشور ما متعهد به اسلام است و ارتش ما متعهد به اسلام است؛ ارتشى است كه از بالاى شهرهاى بزرگ عراق مىگذرد و در آخرين نقطه عراق، در مرز اردن، مىكوبد مراكز نظامى عراق را و يك بمب در شهرهاى عراق نمىاندازد. اين كشور اسلامى است و اين لشكر، اسلامى و اين قواى مسلحه، اسلامى است و آن كسى كه مىكوبد مسلمين را و آواره مىكند مسلمين عرب را و به تباهى مىكشد كشور اسلامى را، به جرم اسلاميت، آن كس در سلك مسلمين نيست؛ هر چه هم فرياد بزند كه من مسلمم، فرياد بزند كه من شهادت مىدهم، لكن اين اسلام نفاق است كه