صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٦ - گرفتاريهاى ملت ايران و عراق از حزب كافر بعث
آن كردند كه ما شاهد بوديم و مرحوم آيت اللَّه صدر را به جرم اينكه از ظلم آنها شكايت داشت و مىخواست حكومت اسلام برقرار باشد، شهيد كردند و خواهر مكرمه مظلومه ايشان را هم شهيد كردند. ما شهيد داديم، شما هم شهيد داديد؛ ما در حبس به سر برديم، شما هم به سر برديد، لكن خداى تبارك و تعالى خواست كه ملت ايران را از زير بار ظلم بيرون بياورد و به آنها توفيق داد كه در سايه وحدت و اتكال به خداى كريم بر حكومت جائر وقت غلبه كردند و او را از كشور خودشان راندند و دست قدرتهاى بزرگ را از كشور خودشان كوتاه كردند و يك حكومت اسلامى- انسانى در ايران مستقر كردند. و مع الأسف، دستهاى ظالم خارجى در كار است و از اول در كار بود كه نگذارند اين حكومت اسلامى مستقر بشود و نگذارند در ساير كشورهاى اسلامى هم حكومت دست خود ملت باشد. اين آدمى [١] كه در عراق آن همه جور و ستم كرد، براى خاطر به دست آوردن دل قدرتهاى بزرگ، به ايران تجاوز كرد، آن هم به محلهاى عربنشين. اين شخص و اين جرثومه فساد كه با اسم عُروبت به اسلام مىتازد با ملت عرب و با عربنشين ايران آن كرد كه محمد رضا به همه ايران كرد و بدتر از او. عربهاى ايران را كشت و يا آواره كرد. زن و بچههاى مناطق عربنشين را و ساير مناطق را، براى خاطر به قول خودش عروبت و به حسب واقع براى شيطان بزرگ [٢] و برادرهاى شيطان بزرگ، [٣] آن قدر قتل عام كرده است كه قبرستانهاى ايران مضاعف شده است. در زمان حكومت جائر اين سفّاك، چاره جز وحدت كلمه و اتكا به خدا نيست. من در سابق كه ايران بودم، قبل از اينكه تبعيد بشوم و منتهى بشود كه به عراق بيايم، گمان مىكردم كه عشاير عرب كه داراى سلاح هم بودند، در مقابل اين حكومت خواهند ايستاد و خواهند او را به جاى خودش نشاند، لكن بعد از اينكه آمدم به عراق، تعجبم بيشتر شد كه ديدم در حضور همين عشاير و در حضور همان ملت، رئيس روحانى ملت عراق و ملت اسلام را محاصره
[١] صدام حسين، رئيس جمهور عراق
[٢] دولت امريكا
[٣] دولتهاى انگليس و فرانسه.