صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٧ - وظيفه نيروهاى مسلح در زدودن تلخيهاى گذشته
هستم، پاسدارها، پاسبانها، از من حفاظت دارند مىكنند نه اينكه بترسد كه خود آنها نبادا بيايند خانه مرا غارت كنند! سابق اين وضع بود، حالا بايد اين طور باشد كه احساس اطمينان بكنند مردم به اين قوايى كه هست. احساس بكنند آنهايى كه در مرزها هستند دارند اينها را حفظ مىكنند، حالا اين احساس هست. البته يك دستهاى افتادهاند توى همان طبقات، آنجا هم دارند فساد مىكنند، لكن بايد ما توجه داشته باشيم كه به مردم اطمينان بدهيم، اطمينان خاطر بدهيم. مردم صبح وقتى از خانه بيرون مىآيند بفهمند كه نه، اينها همه چيزشان محفوظ است؛ هم ديانتشان محفوظ است و هم دنيايشان محفوظ است و هم بازارشان محفوظ است. اين طور نباشد كه وقتى كه مىآيند با دلهره بيرون بيايند. شما مىدانيد و من مىدانم كه آن وقت وقتى ما از منزل مىخواستيم برويم بيرون، چون ما معمّم هم بوديم ديگر بدتر، گناه زياد بود. از منزل هم كه مىخواستيم برويم يك جايى، در يك پناهى بنشينيم با هم يك قدرى درد دل كنيم، وقتى مىخواستيم برويم، بايد يك وقتى برويم كه نبادا گرفتار بشويم بين راه. ما گاهى مىرفتيم در يك جا و از صبح تا شب در همان جا مىمانديم. گاهى وقتها من يك مباحثه كه داشتم، يك عدهاى بودند، يك روز من آمدم ديدم يك نفر است. گفت كه همهشان فرار كردند توى باغها! از ترس اينها كه مىآمدند تو مدرسهها مىگرديدند هر كه بود مىبردند، احساس تزلزل و خوف و همه چيز، در ايشان بود. الآن شما بايد كارى بكنيد كه تمام اينها برگردد به يك حال طمأنينه، به يك حال آرامش. وقتى كشورى آرامش داشته باشد، از حيث قلبش مطمئن باشد. كه ارتشش آنجا كه او دارد زندگى مىكند براى حفاظت اوست و ژاندارمريش هم در راهها مىخواهد حفاظت كند. و پاسبانش و پاسدارش هم در شهر دارد حفاظت مىكند از او، اين آرامش خاطرى پيدا مىشود و اين آرامش خاطر از همه نعمتها بالاتر است. اين اطمينان از همه نعمتها بالاتر است. انسان ممكن است كه صد تا پارك داشته باشد، لكن اطمينان خاطر نداشته باشد. شما خيال مىكنيد كه الآن اين رئيس جمهورى امريكا خيلى اطمينان خاطر دارد؟ دلهره ندارد؟ او در مقابل خودش يك قدرت ديگر مىبيند، نمىتواند او را ببيند و الآن تمام كوشش او صرف اين است كه