صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦ - وظيفه مسئولين؛ اميدوار ساختن و دلگرم كردن ملت
خداوند رحمتش كند- ايشان ظاهراً گفت كه ما رفتيم عيادت يك نفر آدم كه نزديكهاى فوتش بود. اين آدم گفت كه آن ظلمى را- نعوذ باللَّه [١]- آن ظلمى را كه خدا به من كرده است به هيچ كس نكرده. من اين بچههايم را چطور تربيت كردم. چطور حالا مىخواهد مرا ببرد. مسأله اين است. آنكه كمر انسان را مىشكند اين است كه حُبّ انسان به خودش و حُبّ انسان به رياستش و حُبّ انسان به همه چيزهايى كه موجب حُب است، انسان را برساند به آنجايى كه اگر نبى اكرم هم از او بگيرد دشمن او مىشود. و آن وقت هم كه مىفهمد خدا دارد مىگيرد، دشمن او مىشود. و ما تا اصلاح نكنيم خودمان را، نمىتوانيم كشور خودمان را اصلاح كنيم. من نمىگويم كه اين طور باشيد كه خير، از همه هواهاى نفس بيرون برويد. اين نه براى من و نه براى شما و نه براى
إلا من عصمه الله [٢]
ميسور نيست. لكن ما قدرت داريم كه جلوى زبانمان را بگيريم، نمىتوانيم بگوييم زبانمان اختيار ندارد. ما قدرت داريم كه جلوى قلممان را بگيريم، نمىتوانيم بگوييم قلم من اختيار ندارد. ما جلوى زبانمان را، جلوى بيانمان را، جلوى قلممان را، جلوى عملمان را، همه را مىتوانيم بگيريم، قدرت داريم. اين معنايى كه مىتوانيم و قدرت داريم و به واسطه او همه مؤاخذهها و همه گرفتاريها هست هر چه هم انسان حُبِّ به يك كسى داشته باشد، يا بُغض به يك كسى داشته باشد، قلمش را نگه دارد، لا اقل اين قدر قدرت داشته باشد كه در نوشتههايش دنبال اين نباشد كه بد از هر جا هست پيدا بشود و او بنويسد، ضعف از هرجا هست پيدا شود و او بنويسد.
وظيفه مسئولين؛ اميدوار ساختن و دلگرم كردن ملت
ما امروز احتياج به اين داريم كه اين ملت را اميدوار كنيم و دلگرم. ما هر چه داريم از اين ملت هست. ما هر چه داريم از اين ملت است. از اين تودههاى عظيم انسان است. و ما الآن مىبينيم كه اين قدر از ما كشته شده است از ١٥ خرداد بگيريد تا بعد از جنگ. اينها
[١] به خدا پناه مىبريم
[٢] مگر آن كس كه خدا او را مصون گردانيده است.