صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢ - ميزان در درستى و نادرستى قضاوت انسانها
سيطره ندارد، و سيطرهاى كه بر همه چيز دارد هم در حساب نمىآورد. نمىبيند او را چيزى. و همان طورى كه براى دوستان خودش خير و صلاح مىخواهد براى دشمنان خودش هم خير و صلاح مىخواهد. انبيا اين طور بودند. انبيا غصه مىخوردند براى كفار، غصه مىخوردند براى منافقين كه چرا بايد اينها اين طور باشند. انبيا زحمتشان اين بود كه اين كفّار و منافقين را و اين اشخاص مُعْوَج را و اين انسانهايى [كه] در بند اسارت خود و علايق دنيا هستند- و همه مفاسد هم زير سر همين است- اينها را مىخواهند آزادشان كنند، و اين مأموريت بسيار مشكل بوده است. و اين مأموريت هم عمومى نشد كه بشود. و از اين به بعد هم اين معنا نخواهد شد. اين انسان آدم نمىشود تا آخر هم. يك مثل معروفى بود كه مىگفتند ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل. شيخ ما [١]- رحمه اللَّه- مىفرمود كه: ملا شدن چه مشكل، آدم شدن محال است.
ميزان در درستى و نادرستى قضاوت انسانها
انسان اگر بخواهد حكم بكند به يك مطلبى، تصديق كند در باطن يك مطلبى را. اول برود سراغ خودش، خودش ببيند چكاره است. انسان آن كنار بنشيند و نظرش را به عيوب مردم بيندازد يا محسَّنات ديگران را عيبجويى بكند يا بديهاى ديگران را تحسين بكند، خوب اين يكى امرش آسان است. انسان وارد هيچ معركهاى نمىشود. آنهايى كه در سرحَدّات دارند جنگ مىكنند هِى اشكال مىكند به آنها. وارد هيچ ادارهاى نمىشود.
آنهايى كه وارد هستند اشكال مىكند. وارد هيچ مركزى كه بايد اصلاح بكند امور را نمىشود. اين كنار مىنشيند و شروع مىكند هِى مناقشه كردن و عيب تراشيدن. اين كار آسان هست و خيلى هم رايج شايد باشد. اما اگر انسان اول نشست و پيش دل خودش نشست، پيش افكار خودش نشست، ببيند خودش چكاره هست، امتحان كند خودش را، اگر يك پيروزى از دشمن حاصل شد، براى اسلام و به صلاح اسلام بود، ببيند اين خوشحال مىشود از اين و تبريك به حسب قلبش مىگويد به اين دشمن يا نه بدش
[١] آقاى حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى، بنيانگذار حوزه علميه قم.