صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٠ - مصاحبه با اوريانا فالاچى (مسائل مختلف ايران و جهان)
است پيش ملت ما كه اينها شايد صحيح بگويند. شايد دفاع از خودشان داشته باشند. يك كسى كه وارد بشود در يك جمعيتى و با تانك بزند و جوانها را زير تانك ببرد، آن وقت يك نفر را در مقابل هزار نفر كه اينها كشتهاند بكشند مع ذلك به آنها مهلت هم بدهند كه صحبتهايشان را بكنند. اجازه رفتن داده شده است. البته قلم دست دشمن است و براى ما هر چه بخواهد مىنويسد. اما واقعيت اين طور نيست. و آنهايى كه در اينجا كشته شدهاند نه عددشان آن قدر است و نه طورى بوده است كه بر خلاف موازين باشد. اينها هر كدامشان اشخاصى را كشتهاند و فسادها ايجاد كردهاند. خانمانها را سوزاندهاند. اشخاص را ارّه كردند در حبسهايشان پاى آنها را. اشخاص را روى تاوه گذاشتهاند و متصل به برق كردهاند، در تاوه آنها را بو دادهاند. اين اشخاص البته كشته شدند و اينها هم حق دفاع داشتند و در محكمه به اينها اجازه اينكه وكيل بگيرند ندادند. لكن ما چه بكنيم كه قلم دست دشمن است و ما را مىخواهد اين طور صورت بدهد.
[راجع به شاه شما چه مىگوييد؟ آيا شما دستور دادهايد كه او را در خارج بكُشند؟ و آيا به نظر شما اين كار ممكن است؟]
- نه من دستور ندادم. من ميل دارم كه بيايد ايران و او را محاكمه كنيم. من اگر مىتوانستم او را حفظش مىكردم و مىآوردمش ايران و علناً او را محاكمه مىكرديم براى اين پنجاه و چند سال ظلمى كه كرده. و آن خيانتهايى كه او كرده است جبران مىكرديم. و اين سرمايههايى كه از ما به خارج برده است اگر او كشته بشود از دست ما مىرود. لكن اگر حفظش كنيم و بياوريم به اينجا ممكن است اين ثروت برگردد به ايران.
[شما مايليد كه مثل آيشمن كه گرفتند آوردند به اسرائيل، او را هم مثلًا بگيرند و به همان ترتيب بياورند ايران؟]
- من مايلم كه او بيايد ايران. بياورندش ايران و ما محاكمه كنيم.
[خطاب به مترجم:] بگوييد به او كه مرحوم مدرس كه با شاه سابق دشمن سرسخت بود