صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤ - ضرورت پرداختن روحانيون به تهذيب خود
است به اينكه يك اشكالى به شما بكنند و يك اشكالى به روحانيت بكنند و صدايش را درآورند. همه چشمها دوخته شده به اين. مىخواهند زمين بزنند شما را! اينها الآن يك ضربه مهلكى- اينها كه رو به فساد بودند و مملكت ما را مىچاپيدند- يك ضربه مهلكى از اين ملت با دست روحانيت خوردهاند. اينها مىخواهند اين ضربه را جبران كنند. جبران به اين است كه روحانيت را يك صورتى به آن بدهند كه اين صورت در دنيا مُشوَّه باشد و در بين ملت هم همين طور.
ضرورت پرداختن روحانيون به تهذيب خود
اول كار اين است كه ما خودمان را تهذيب كنيم؛ به طورى كه ما وقتى كه اسم خودمان را «روحانى» گذاشتيم؛ الهى باشيم، روحانى باشيم. عرضه بكنيم خودمان را به دنيا، بگوييم كه ما اشخاصى هستيم كه روحانى هستيم و مربى جامعه هستيم. اگر از مربى جامعه خداى نخواسته يكوقت- يك چيز خلاف ديدند خوب، چه خواهد شد؟ اين خواهد شد كه خداى نخواسته اگر زياد شد، خوب روحانيت شكست مىخورد. شكست روحانيت، شكست اسلام است. يعنى آنى كه اسلام را تا اينجا آورده است روحانيين بودهاند. آنى كه اسلام را، همه احكام اسلام را ضبط كرد و جمع كرد و ترويج كرد همين قشر روحانى است. اگر خداى نخواسته از ما يك چيز خلافى ببينند، كم كم زياد و زياد، يكوقت به آنجا برسد كه مردمْ ما را بر خلاف مسير اسلام ببينند و به ما پشت بكنند. آن روزى كه مردم به شما پشت كردند و خداى نخواسته- خدا نياورد يك همچو روزى را- آن روز است كه اسلام از دست ما خواهد رفت. بنا بر اين، يك تكليف الهى بزرگ معيّناً بر هر يك از ماست. نه منِ تنها؛ نه آقاىِ تنها؛ نه شما تنها؛ يك تكليف الهى به طور وجوب عينى بر همه افراد ما طلبهها و روحانيين است و آن حفظ خودمان؛ كه يكوقت قدم خلاف نگذاريم؛ و حفظ كسانى كه با ما رابطه دارند. هر كس به اندازه خودش؛ يكى امام جماعت است آن جمعيت را، يعنى آقاى يك شهر است به همان مقدارى كه هست. يكى طلبه است و توى مدرسه است، با آنهايى كه تماس دارد. همه ما الآن موظفيم در اين