صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٣ - عقبماندگى ايران در رژيم شاه
دادند.
خوب، جمهورى اسلام اگر اسلام نباشد كه ديگر جمهورى اسلام معنا ندارد. ما همه فريادمان و همه ملتمان فريادشان اين بود كه ما اسلام را مىخواهيم. ما هم الآن تمام كوششمان اين است كه احكام اسلام را پياده بكنيم. مىخواهيم تفاوت ما بين طبقات را، كه يكى مثلًا كُرد است در كردستان است به او نرسيدند سابق، يكى فرض كنيد كه جاى ديگر است به او نرسيدند سابق و آقا مىگويند كه كردستان از همه جا عقب تر است.
عقبماندگى ايران در رژيم شاه
و اين را من كراراً عرض كردم كه شما كردستانش را اطلاع داريد. بختياريها هم كه پيش ما مىآيند، مىگويند كه بختيارى از همه جا عقب مانده تر است. براى اينكه آنها همان محيط را ديدند. بلوچ هم وقتى كه مىآيد، مىگويند از همه عقب افتاده تر و گرسنه تر و بيچاره تر بلوچها هستند. براى اينكه آنها هم همان جا را ديدند. تبليغات آنها به گوششان خورده. آنى كه وجداناً ديدند، ديدند كه كردستان هيچ برايش كارى انجام نشده است. نه بيمارستان دارد؛ نه اسفالت دارد؛ نه چه دارد. خيال مىكنند كه فقط اينجا ندارد، جاهاى ديگر همه، روى آن تبليغات كه كردند، همه را درست كردند! اينجا را نكردند. بلوچها هم خيال مىكنند، كه اين تبليغاتى كه شده است، و آنى كه خودشان به چشم مىبينند، عيناً مىبينند، مىبينند كه اين خوب، با هم مخالف است، مىگويند پس جاهاى ديگر درست است. و حال آنكه در مدتى كه ما به ايران آمديم و طوايف مختلفه آمدند اينجا و همه اين مسائل را گفتند، من گفتم درست شما مىگوييد، براى اينكه يك چيزى را آدم با چشمش مىبيند؛ يك چيزى را مىشنود. شما گوشهايتان پُر شده از تبليغات كه «تمدن بزرگ» و «دروازه تمدن بزرگ»! گوشها را پُر كردهاند. از آن وَر، مىبينيد كه خوب، اينجا كه نيست. خيال مىكنيد كه همين جا نيست؛ ديگر جاها به تمدن بزرگ رسيده! آنها هم خيال مىكنند همه جا هست الّا اينجا! وقتى بگرديم مىبينيم هيچ جايى نيست! خوب، تهران كه پايتخت است شما برويد تهران در اين زاغهها، ببينيد كه