صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢ - فريبكاريهاى رژيم پهلوى
در طول تاريخ، و در اين پنجاه و چند سال اخير، مأموريت داشتند اينها براى اينكه ما را عقب نگه دارند، نگذارند كه يك دانشگاهى داشته باشيم؛ نگذارند كه يك دبيرستان صحيح داشته باشيم. يك مأموريتى بود كه آن مراكزى كه از آن مراكز ممكن است كه انسانهاى آگاه پيدا بشوند آن مراكز را نگذارند كه رشد بكند. رضا خان اوّلى كه وارد شد، البته با صورت اسلامى وارد شد و در مجالس تعزيه دارى و در مجالس روضه و در تكيهها در ماه محرّم راه مىافتاد دور و تكيهها هم مىرفت! ابتدا اين طورى، با اين اسلحه، پيش آمد. بعد از اينكه قدرتش محكم شد و توانا شد، شروع كرد به كارهايى كه مأمور بود. در رأس مأموريتش؛ كوبيدن روحانيون بود. اين مدرسه فيضيه كه ملاحظه مىكنيد، كه آن وقت هم تمام حجراتش طلبه داشت، دو تا طلبه يا سه تا طلبه داشت! روز هيچ نمىتوانستند توى حجرهها بروند. قبل از آفتاب حركت مىكردند تو باغات، باغهاى شهر؛ و اواخر شب مىآمدند. براى اينكه كارآگاهها و پاسبانها و اينها مىآمدند اينها را مىبردند كه لباسشان را تغيير بدهند. حملهها شد به اين طايفه. دانشگاه را نمىتوانستند آن وقت، روى اينكه مثلًا از دنيا يك چيزى داشتند، نمىتوانستند به آن ترتيب حمله كنند به آن. آن وقت از راه تبليغات و از راه تعليماتِ بر خلافِ مسلك صحيح پيش آمدند، و برنامههاى استعمارى داشتند. اين دو قدرت را اينها [...] اعتقادشان اين بود كه اگر اينها قوه پيدا بكنند، ممكن است كه ساير ملت هم دنبال اينها بيايند و نگذارند كارها انجام بگيرد. و لهذا در رأس برنامه كوبيدن روحانيت بود، و كوبيدن دانشگاهيها.
فريبكاريهاى رژيم پهلوى
در زمان اين دومى [١] هم، كه دنبال اين معنا بود كه با سالوسى ابتداءً كارها را انجام بدهد، و معلمهايى هم در اين باب داشت، شروع كرد سالوسى از جهاتى. يكى راجع به اينكه خودش را به ديانت مىبست. قرآن چاپ كرد! هر چند وقت يك دفعه مىرفت در حرم حضرت رضا و مىايستاد و نماز مىخواند و زيارت مىكرد! اين يك راه بود. يك
[١] محمد رضا پهلوى.