صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٢ - تلخترين امور در ذائقه انسان
شما داريد يك عمل انسانى- اسلامى براى خدا انجام مىدهيد. توانستيد انجام بدهيد، كه به آن نتيجه هم رسيديد. اگر نتوانستيد هم انجام بدهيد، باز شما بُرد داريد؛ براى اينكه پيش خداست؛ مطلب الهى است.
كسانى كه براى خدا كار مىكنند هيچ وقت باخت در آن نيست. آنهايى كه براى دنيا كار مىكنند باخت دارند كه اگر نرسيدند خوب، باختند و عمرشان را هم هدر دادند. اگر برسند هم باخت دارند، لكن آنهايى كه براى خدا قيام مىكنند، اطاعت امر خدا را مىِخواهند بكنند، نهضت براى خدا، قيام براى خدا، عمل براى خدا، اين هيچ وقت شكست ندارد. در ظاهر هم اگر خيال بشود كه ما نتوانستيم، پس شكست خوردهايم، نه. به حَسَبِ واقعش شكستى نخورديم؛ براى اينكه ما براى خدا كار كرديم، و كسى كه براى خدا كار بكند، همين دنيا نيست قضيه؛ جاهاى ديگر ما داريم، بُرد آنجاست.
البته دولت مكلَّف است، استاندارها مكلَّف هستند كه همراهى كنند و به اين جهاد سازندگى كه جوانها مشغول هستند، يا ساير كارهايى را كه جوانها مشغول هستند به قدر احتياجى كه دارند احتياجات را برآورند، به مقدارى كه مىتوانند. دولت مسامحه نكند و آنها هم بايد عمل بكنند؛ يعنى همه ما موظفيم به اينكه كشورى را كه از گلوى استعمار بيرون كشيديم، حالا خودمان ادارهاش كنيم به طورى كه ديگر محتاج به آنها نباشيم.
تلخترين امور در ذائقه انسان
اين احتياجِ به دشمن؛ تلخترين چيزهايى است كه در ذايقه انسان بايد باشد. يك وقت انسان احتياج دارد به برادرهاى خودش؛ اين هم خوب نيست؛ لكن يك وقت احتياج داشته باشد به دشمن خودش؛ يعنى آنى كه در طول تاريخ ما را استضعاف كرده است، در طول تاريخ به ما خيانت كرده است، جنايت كرده است، حالا ما محتاج به او باشيم در ارزاقمان، دستمان را پيشش دراز كنيم كه گندم بده، دستمان را پيشش دراز كرديم كه مستشار [بياور] اين به نظر انسان، تلخترين چيزهايى است كه در ذائقه انسان بايد باشد كه