صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٤ - اطلاع از اخبار و مشكلات كشور
پيش من بودند. كى راهشان نداده است؟ مگر آقاى نجفى را مىشود كسى راه ندهد؟ ديشب آقاى نجفى قريب سه رُبْع ساعت، يك ساعت، اينجا من خدمتشان بودم.
نصيحت به شايعهسازان
من نصيحت مىكنم به اين آقايان، من عرض مىكنم به اين آقايان كه يا تحت تأثير اشخاص و گفتههاى اشخاص واقع نشوند؛ يا اعمال غرض نكنند. بعضى از اشخاص غرضمندند؛ لكن بعضيها اين طور نيست؛ فقط كنار نشستهاند، هر كس هر چه مىگويد باورشان مىآيد، و آن وقت هم منتشر مىكنند. خوب، اين خلاف انسانيت است، خلاف اسلاميت است كه انسان هر چه شنيد فوراً پخشش كند در همه جا كه با فلانى هيچ كس ملاقات نمىكند. آقاى نجفى هم رفتند آنجا راهش ندادهاند! خوب، اين اهانت به يك مسلمانى است مثل آقاى نجفى؛ به يك عالمى است كه شما بگوييد كه راهش ندادهاند آنجا. اين چه حرف نامربوطى است كه گفته شده است.
اطلاع از اخبار و مشكلات كشور
من از كسانى كه با من ملاقات دارند، مىبينند من را، و هر روز دارند مىآيند مىبينند، خواهش مىكنم كه اينها را بگويند به مردم كه ما درِ خانهمان باز است. من از بس كه ملاقات مىكنند خسته مىشوم. خوب، من يك پيرمرد هشتاد ساله هستم، ضعف دارم؛ مع ذلك خوب، وقت دارم براى مردم، و مردم با من ملاقات مىكنند، اخبار مردم به من مىرسد. احتياجات مردم به من مىرسد. لكن البته مشكلاتشان زياد است. مشكلات همه زياد است. و براى رفع اشكالات يك اشخاصى هستند كه آنها مشغولاند و قشرهايى هستند كه مشغول رفع اشكالات هستند، و دولت هم مشغول است، لكن كار زياد است، اشكالات زياد است. و خوب است كه آقايانى كه يك قدرى توجه دارند، گويندگان و آنهايى كه حرفشان در راديوها پخش مىشود، يك قدرى ملاحظه كنند؛ خلاف واقع نگويند؛ يا باور نكنند خلاف واقعها را كه فلانى يك كانال دارد. «اى امام، حرفهاى مردم را گوش بكن»! آقا، حرفهاى مردم پيش من است. شما هر حرفى را كه مىخواهيد بپرسيد