صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - رهايى از فاجعه غربزدگى
همه ملت، سازندگى را يك وظيفه بداند
و بحمد اللَّه براى اقشار ملت ما يك تحولى پيدا شد كه اين تحول اعجابآور بود كه يك جمعيتى كه در فكر هيچ اين مسائل نبودند در ظرف مدت كوتاهى از بچه و بزرگ و دانشگاهى و غير دانشگاهى و بازارى و كارگر؛ همه به فكر اين افتادند كه بايد اين امور را اصلاح كرد. وقتى يك ملتى به فكر يك مطلبى باشند، درست مىشود، البته بتدريج درست مىشود. مهم اين است كه ما هر كدام وظيفه براى خودمان بدانيم، يعنى من كه يك طلبه هستم اينجا براى خودم وظيفه بدانم كه آن قدرى كه مىتوانم خدمت بكنم؛ شما خواهرها هم كه در محالّ خودتان هستيد وظيفه بدانيد كه يك مملكتى را كه آشفته است و خراب كردند و از بين بردند؛ خودتان با همتتان اين مملكت را بسازيد و تربيت كنيد.
رهايى از فاجعه غربزدگى
مهم اين است كه اين اشخاصى كه از مسائل دورند، از مسائل روز دورند، از مسائل اسلامى دورند، اسلام را نشناختهاند، اينها آگاه بشوند؛ اينها را تربيت بكنيد. بالاتر فاجعهاى كه براى اين ملت اتفاق افتاده است در اين ظرفهاى طولانى، اين است كه فكرشان عوض شده است. يك فكر غربى شده است فكرشان، توجهشان، همه به اين است كه ما خودمان چيزى نداريم، از خارج بايد بيايد. اينها بايد علاج بشود، به آنها فهمانده بشود كه ما خودمان همه چيز داريم، غرب به ما محتاج است، نه ما به او. اين احتياج است كه آنها را وادار مىكند كه با همه قوا طرفدارى از محمد رضا بكنند، براى اينكه مىبينند محتاج به او هستند، محتاج به اين هستند كه به اين مملكت تسلط پيدا بكنند و از ذخاير اين مملكت ببرند. مملكت ما يك مملكت غنىاى است، يك مملكتى است كه همه چيز خودش را مىتواند اداره بكند. وسعتش وسعتى است كه براى- از قرارى كه احتمال مىدهند- براى صد و پنجاه ميليون جمعيت كافى است و ذخايرش ذخاير بسيار ارزنده است و اميدوارم كه ذخاير انسانىاش هم رشد پيدا بكند و انسانها انسانهاى رشيد بشوند. آنهايى كه، خواهرهايى كه تا كنون داخل در مسائل روز نبودند داخل بشوند، قشرهايى كه فكر نمىكردند در اين امور به فكر بيفتند. اشخاصى كه با قلم و قدم خودشان