صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٠ - تحوّل روحى در ملت
باشيم. هر كه دستش را بلند كند سرمان را زيرش بگيريم يا صورتمان را بگيريم بزند. اين يك حالتى بود كه به واسطه تحت فشار بودن طولانى به مدت طولانى، و تبليغاتى كه از اين طرف و آن طرف شده است، كه همه چيز شما بايد كنار برود و همه چيز امريكا بايد روى كار بيايد، اين اسباب اين شده بود كه خداوند تغيير داده بود. موافق تغييرى كه شما در فطرتتان داده بوديد، آن هم تغيير داده بود. وقتى كه ملت ما بيدار شد، و به بركت اسلام بيدار شد، و خودش را تغيير داد، متحول شد؛ يعنى آن كسى كه از يك پاسبان مىترسيد مقابل امريكا ايستاد، آن كسى كه يك پاسبان وقتى مىآمد توى بازارش مىگفت ببنديد مىبستند، بيرق بزنيد مىزدند، هيچ براى خودشان قائل نبودند كه يك چون و چرايى بكنند، ريختند توى خيابانها و گفتند كه «مرگ بر اين شاه»! اين تحول روحى بود. اين تحولِ «ما بِأنْفُسِكُمْ». إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ تغيير داديد «ما بِأَنْفُس» خودتان را؛ يعنى آن حال پذيرش ظلم، متبدّل شد به حال عدم پذيرش. يك حالِ اينكه ديگر زير بار اين ظلم نمىخواهيم برويم. اين طور كه شد، تأييد كرد خداى تبارك و تعالى. و شما ظالم را بيرون كرديد.
تحوّل روحى در ملت
اين حال را حفظ كنيد. الآن متوجه باشيد كه اين حال حفظ بشود؛ يعنى اين تغييرى كه به سبب توفيق الهى حاصل شد و نفوس شما تغيير كرد به يك نفوسى كه شهادت را براى خودتان فَوْز [١] مىدانيد، و ذلّت و تبعيت را براى خودتان ننگ مىدانيد، اين حال حفظ بشود. مادامى كه اين حال حفظ شد، خداوند همين را حفظش مىكند. اگر خداى نخواسته «ما بأنفسِ» ما دوباره برگردد به حال اول، باز دوباره حال اول مىشويم. اين يك سنت الهى است كه كارهايى كه مىشود روى اسباب و مسببات، خداى تبارك و تعالى كار مىكند، اسباب و مسببات، است. وقتى كه شما خودتان مهيّا شديد براى اينكه زير بار ظلم برويد، ظالم پيدا مىشود، اين سبب مىشود كه ظالم پيدا بشود. هر چه بيشتر ما
[١] رستگارى.