صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - استرداد اموال به تاراج رفته
يك انفجار حاصل بشود، ديگر نه من و نه شما و نه هيچ كس، نه روحانيت و نه اسلام، نمىتواند جلويش را بگيرد. انفجار اگر در زمان طاغوت حاصل مىشد، ماها مىتوانستيم با نصيحت، با موعظه، با امر، مهارش كنيم. اما انفجار اگر در متن اسلام حاصل بشود، مردم با يأس از جمهورى اسلامى منفجر بشوند، ديگر قابل مهار نيست. اين ثروتمندها بفهمند اين مطلب را كه اگر خداى نخواسته يك وقت يك انفجارى كه نشود مهارش كرد در يك ملتى پيدا بشود، همه اين بزرگها و همه اين ثروتمندها و اينها تر و خشك با هم خواهند سوخت.
فكر بكنند، بنشينند براى اين ملت فكر بكنند، هِى ننشينند آن كنار و خودشان هر طورى بخواهند عمل بكنند و هر طورى بخواهند زندگى بكنند، و تماشا كنند اين زاغهنشينها و تماشا كنند اين مردمى كه نمىشود اسمش را [زندگى] گذاشت. اين زندگى است كه اينها مىكنند؟ زندگى است كه من وقتى نگاه مىكنم حيوانات هم بهتر از اينها زندگى مىكنند! حيوانات را هم در اين تلويزيون نشان مىدهند خيلى خوب! در اين جنگلهايى كه دارند زندگى مىكنند خيلى هم خوب زندگى مىكنند. و در اين جهاد سازندگى كه هست، خانههايى كه مردم در آن زندگى مىكنند، آنها را هم نشان مىدهند، خيلى زندگى آنها بهتر از اينهاست؛ يعنى اصلًا طرف نسبت نيست! چرا بايد اين طور باشد؟ بايد همه دست به هم بدهند، ملت، دولت، ثروتمندها، كارخانه دارها، همه اينها، دست به هم بدهند و اين مشكله را حَلَّش بكنند. اگر اين مشكله حل نشود و خداى نخواسته يك انفجارى در متن اسلام، در متن جمهورى اسلام پيدا بشود، اين ديگر قابل مهار نيست، هيچ كس نمىتواند جلويش را بگيرد. قبل از اينكه يك همچو مسائلى پيش بيايد [بايد جلويش را گرفت] خصوصاً كه خوب، دشمنهاى اسلام و دشمنهاى مسلمين و دشمنهاى كشور اسلامى هم از خارج و داخل مشغول شدهاند به- عرض مىكنم- توطئه كردن.
استرداد اموال به تاراج رفته
و اخيراً هم كه شاه رفته امريكا و پذيرفتند او را، منتها به اسم اينكه سرطان دارد- و