صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٦ - هراس دشمنان از اسلاميت نظام
و ملى بودنش و علم و عملش ثابت است پيش ملت، و خود ملت اين را تعيين مىكنند، اين نظارت مىكند بر اينكه مبادا خيانت بشود. همان رئيس جمهورى كه ملت خودشان تعيين مىكنند و ان شاء اللَّه ديگر از اين به بعد امين تعيين مىكنند، لكن مع ذلك براى محكم كارى يك فقيهى كه عمرش را صرف در اسلام كرده است و عمرش را براى اسلام خدمت كرده، مىگذارند ببينند اين چه مىكند؛ مبادا يك وقت خلاف بكند، رئيس جمهورى آتى ما خلاف نمىكند، لكن محكم كارى شده كه نگذارند اين خلاف بكند. رؤساى ارتش ما و ژاندارمرى ما و اين رؤساى درجه اول، ديگر از اين به بعد اشخاصى نيستند كه خيانت بكنند، لكن محكم كارى شده است كه همين فقيه را ناظر قرار بدهند. و هكذا آن موارد حساس را نظارت مىكند فقيه و تصرف مىكند فقيه. و اين از امورى است كه مترقى ترين موادى است كه در قانون اساسى اينها [تصويب] كردند. و اينها دشمن ترين مواد، پيششان اين است.
هراس دشمنان از اسلاميت نظام
همينها بودند كه فرياد مىكردند و مىنوشتند اين را كه خوب ديگر اسلام را مىخواهد چه كند؟ خوب بگوييد جمهورى، از اسلام مىترسيدند «خوب به جاى اسلام بگذاريد دمكراتيك، جمهورى دمكراتيك» اينها نمىفهمند كه اين همه دمكراسى چه. دمكراسى كه در عالم معروف است، كجاست؟ كدام مملكت را شما داريد؟ اين ابرقدرتها كدام يكيشان به موازين دمكراسى عمل كردهاند؟ يك دمكراسى كه در هر جا يك معنا دارد. در شوروى يك معنا دارد، در امريكا يك معناى ديگر دارد، پيش ارسطو يك معنايى دارد، پيش حالا [ئيها] يك معناى ديگر دارد. ما مىگوييم يك چيزى كه مجهول است و هر جا يك معنا از آن مىكنند، ما نمىتوانيم آن را در قانون اساسىمان بگذاريم كه بعد هر كسى دلش مىخواهد آن جورى درستش كند. ما مىگوييم اسلام، اسلام هر جا يك معنا ندارد، اسلام يك معناست، همه مسلمانها مىشناسند آن را. ما مىگوييم جمهورى اسلامى، ملت ما هم جمهورى اسلامى را خواسته بود. همينى را كه