صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥ - سوغات غرب، تباهى جوانان
مُضرّ است. يك همچو طرحهايى بود، جوانها را ببرند در خارج نگذارند. الآن، حالا الآنش كه من خيلى اطلاع ندارم. در زمان ايشان اين جوانهاى ما كه مىرفتند در امريكا و اروپا پخش شده بودند در آنجا، همه جا را پر كرده بودند- از قرارى كه براى من نقل كردند- ديپلمهايى كه آنها مىدادند، تصديقهايى كه آنها به جوانهاى ما مىدادند، غير از آن تصديقهايى بود كه به خودشان مىدادند! جوانهاى ما را، زود به آنها يك تصديق مىدادند، نخوانده ملّا! مال خودشان را دقت مىكردند. اين طور به من كراراً شايد گفته باشند، براى چه؟ براى اينكه نگذارند اين رشد بكند؛ اين قدرت را نگذارند پيدا بشود. از اين قدرت آنها مىترسيدند. همان طورى كه از آخوند اينها مىترسند، از دانشگاهى هم مىترسند. اين دو تا را مىخواهند كنار بگذارند. ملت هم اگر اين دو قدرت را نداشته باشد، نمىتواند جلو برود. و اينها با اين دو قدرت مخالفند.
سوغات غرب، تباهى جوانان
حالا الحمد للَّه يك تحولى در مملكت ما پيدا شده؛ يعنى وقتى كه ملاحظه مىكنيم، خانمها را از آن وضعى كه سابق مىخواستند برايشان پيش بياورند به اسم اينكه «آزاد زنان و آزاد مردان» فهميدند همهاش حُقه است و بازى. نه مردها آزاد بودند در زمان ايشان؛ نه زنها، و نه مطبوعات، و نه راديو، و نه هيچى. آزادى در كار نبود. اسم، صحبتش و تبليغاتش زياد بود. آن آزادى هم كه آنها مىخواستند براى مملكت ما- حالا هم بعضى از نويسندههاى ما پيشنهاد همان را دارند!- آن آزادى است كه هم جوانهاى پسر ما را و هم جوانهاى دختر ما را به تباهى مىكشد. آن آزادى را آنها مىخواهند. كه من از اين تعبير مىكنم به آزادى وارداتى، «آزادى استعمارى»؛ يعنى يك آزادى كه در ممالكى كه مىخواهند وابسته به غير باشد اين آزاديها را سوغات مىآورند: هروئين آزاد؛ مثلًا مشروبات هم آزاد؛ مَحالِ [١] فساد، كه مىدانيد آن طورى كه مىگفتند از تهران تا آخر شميران صدها محل فساد به بدترين فسادها، آن هم آزادى است! اينها آزاد! اما
[١] جايگاهها، محلها.