صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٦ - آزادى، استقلال و جمهورى اسلامى
مردانهاى كه ملت ما كرد، شكست داد قدرتهاى بزرگ جهانى [را].
ايستادگى ملت در مقابل قدرتهاى بزرگ
قضيه، قضيه محمد رضا تنها نبود. اگر قضيه او هم بود، مشكل بود براى اينكه با يك قدرت شيطانى زندگى مىكرد، لكن قضيه قضيه محمد رضا نبود. قضيه، قضيه امريكا بود، شوروى بود، انگلستان بود. قضيه اينها هم نبود. قضيه همه ممالك و دولتهايى [بود] كه يك روابطى با اينجا داشتند. همه دولتها مخالفت مىكردند، منتها بعضيها بصراحت مخالفت مىكردند و بعضيها هم به كنايه. در عين حال كه شما يك طرف بوديد، همه قدرتها يك طرف. و نبايد به حَسَب حسابهايى كه اين حسابگرها مىكنند، ما پيروز بشويم. نبايد اين سد را ما بشكنيم. براى اينكه ما چه دستمان بود؟ حالا چهار تا تفنگ شما مىبينيد دستتان است. اينها از غنايم جنگى است، شما قبل از آن كه دستتان چيزى نبود. آنها تا دندان مسلح بودند. همه چيز داشتند و شما با دست خالى. لكن با قلب پر از ايمان. قلبهاى نورانى پُر از ايمان و فريادهاى اللَّه اكبر، در مقابل فرياد اللَّه اكبر نمىتواند كسى بايستد. يك ملت سر تا [سر]، يك بچه اين قدرى كه تازه زبان باز كرده، با ساير مردم همصدا، اللَّه اكبر و مرگ بر شاه. اين سيل خروشان خراب كرد همه سدهايى كه در مقابل بسته بودند، و الآن شما پيروز هستيد. منتها آنها حالا به دست و پا افتادند كه ناراضى درست كنند. در صورتى كه شما از اين پيروزى خودتان راضى هستيد. شما همانى را كه مىخواستيد دستتان آمد.
آزادى، استقلال و جمهورى اسلامى
اين فريادها چه بود؟! اين بود؛ «آزادى، استقلال، جمهورى اسلامى»، الآن دست شماست. چطور اين خانه خرابها مىگويند چيزى گير ما نيامده. اينهايى كه مىخواهند شما را باز مأيوس كنند، سست كنند، اينها مىگويند چيزى نشده، مگر ملت چه مىخواست كه بشود. شما هيچ وقت فرياد كرديد كه نان مىخواهيم؟ فرياد كرديد منزل مىخواهيم؟ كِى همچو فريادى؟ همهتان با هم جمع شديد، زن و مرد، بچه و بزرگ فرياد