صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٦ - اسلام؛ متاعى است ارزشمند
شكست داديم؛ چهره اسلام را به جور مُنْكَر نمايش داديم. و اين يك مسئله مهمى است براى همه ما. من كه يك طلبه هستم و شما كه آقايان هستيد، همهمان، در اين امر شركت داريم. مشتركيم در اينكه بايد حفظ كنيم اين آبروى اسلام را. و او به اين است كه قدمهاى خودمان را متوجه باشيم كجا مىگذاريم؛ كارها چه جور انجام مىگيرد؛ قلمها چه جور به كار مىافتد. خيال نكنيد كه امروز قضيه شما و من است، امروز قضيه اسلام است؛ يعنى ما در يك حالى الآن واقع هستيم، در يك وقت حساسى واقع هستيم، كه امر داير بين اين است كه- خداى نخواسته، خداى نخواسته، و نخواهد شد ان شاء اللَّه- اسلام زير پاى ما دفن بشود و برود سراغ كارش، شما خيال نكنيد اگر در اين نهضت خداى نخواسته روحانيت اسلام شكست بخورد، شكستى است كه تا آخر ديگر شكست است- و بين اينكه پيروز بشويم ان شاء اللَّه و مىشويم و اسلام را به آن طورى كه هست در اين مملكت پياده كنيم تا همه بدانند اسلام چه هست.
اسلام؛ متاعى است ارزشمند
اين را كراراً گفتم كه ما يك متاع خيلى ارزشمندى داريم و داشتيم، عُرضه عَرضهاش را نداشتيم. مثل يك كسى كه يك متاع بسيار خوبى دارد توى انبار، نمىتواند بيرونش بياورد؛ [و] تا عرضه نكند، مشترى پيدا نمىكند. ما يك متاع با ارزشى داريم كه همه اين مكتبهايى كه اسمشان را مكتب «مترقى» مىگذارند در مقابلش هيچاند، و مع الأسف نتوانستيم عرضهاش كنيم، مدفون شد توى كتابها، توى كتابها مدفون شد! بيرون نيامد. مدفون شد پيش خود اهل علم و توى مغزهاى اينها و بيرون نيامد. نتوانستيم از اسلام استفاده آن طورى كه بايد باشد بكنيم و نتوانستيم عرضه كنيم به عالَم كه اين متاع ماست تا ببينند متاع ما چيست. اينها ترس اين را دارند كه اين متاع را ما بتوانيم عرضه كنيم. شما اين را بدانيد، اينهايى كه الآن به ضد روحانيت و به ضد مذهب، منتها با پوشش اينكه نخير مذهب چه طور، چه طور، به ضد اينها قلمفرسايى مىكنند و قيام مىكنند، اينها خوف اين را دارند كه ما يك وقتى بتوانيم عرضه كنيم اين متاع را به عالم. وقتى عرضه بكنيم،