صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٣ - ولايت فقيه، خواسته ملت
است براى ما تا قيامت. اين قدر تبعيت نكنيد از اين رژيم، اين قدر تبعيت نكنيد از اين غربيها، از اين شرقيها. كافى است ظلمى كه به ما تا كنون شده است. باز هم بايد ما زير بار ظلم برويم؟ باز هم از زير بار اسلام مىخواهند خارج شوند؟ يك مسئله «تشريفاتى!» بله، آقايان بعضيشان مىگويند مسئله ولايت فقيه يك مسئله «تشريفاتى» باشد، مضايقه نداريم. اما اگر بخواهد ولىّ، دخالت بكند در امور، نه، ما آن را قبول نداريم- حتماً بايد يك كسى از غرب بيايد دخالت بكند؟!- ما قبول نداريم كه يك كسى اسلام تعيين كرده او دخالت بكند. اگر متوجه به لوازم اين معنا باشند، مرتد مىشوند! لكن متوجه نيستند.
گرفتارىهاى دوستان جاهل و دشمنان عاقل
ما اين گرفتاريها را داريم. ما بين راه هستيم. ما بعد از اين هم گرفتارى راجع به رئيس جمهورش داريم: يكى مىگويد لازم نيست مسلمان باشد. يكى مىگويد لازم نيست شيعه باشد. يكى مىگويد لازم نيست نمىدانم چه باشد، طرفدار اسلام باشد. ما بعد از اين گرفتارى داريم، آقا. گرفتار همين يا دوستهاى جاهل، يا دشمنان عاقلِ متوجه. ما گرفتاريم باز، ما بين راهيم. آقا، سستى نكند ملت ما. اگر وكلاشان خواستند بر خلاف اسلام عمل بكنند، مردم مختارند كه وكلا را عَزْلِشان بكنند، بريزندشان دور. آنها خيال مىكنند كه نه، اين خلاف آزادى است. شما داريد ديكتاتورى مىكنيد! شما داريد در مقابل ملت مىايستيد. ملت اسلام را مىخواهد، شما مىگوييد لازم نيست! ملت ولايت فقيه را مىخواهد، كه خدا فرموده است، شما مىگوييد خير، لازم نيست! و شما مىخواهيد چند نفر آدم را بر سايرين تحميل بكنيد. اين ديكتاتورى است؛ نه اينكه اكثريت در آنجا كه با آنهايى است كه اسلام را مىدانند چه است و تبعيت اسلام را هم دارند. شما چند نفر ايستادهايد در مقابل اسلام.
ولايت فقيه، خواسته ملت
من از خداى تبارك و تعالى مىخواهم كه ما را از شرّ دوستهاى جاهل و دشمنهاى شيطان نجات بدهد. و در اين مراحلى كه داريم كه بعد آن پيش مىآيد، مجلس شورا،