صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٥ - هوشيارى در برابر توطئهها و تبليغات دشمن
از بس كه در روزنامههاى عراق [تبليغات سوء مىشود] همين امروز يك آقايى كه از عراق آمده بود مىگفت كه اين قدر در روزنامهها به ايران تاخت مىكنند و به انقلاب ايران تاخت مىكنند و انقلاب ايران را انقلاب مثلًا غير اسلامى مىدانند، انقلاب فاشيستى مىدانند، از اين مسائل آنها مىگويند، شايد بسيارى از برادرهاى عراقى ما هم باورشان بيايد. لكن برنامه اين است كه نگذارند.
ترسيدند از اينكه نبادا اسلام تحقق پيدا بكند، آنها از اسلام مىترسيدند. اينهايى كه تمام ذخاير شما را به چپاول بردند، و هر چه هم اينجا جواهر داشت و ارز داشت، هر چه داشت، بار كردند و بيرون رفتند، اينها مىترسند، اتباع اينها مىترسند، اينهايى كه عرض مىكنم دارند اين آشوبها را مىكنند مىترسند، كه نبادا يك وقت اسلام تحقق پيدا كند، و كلاه اينها پسِ معركه باشد.
هوشيارى در برابر توطئهها و تبليغات دشمن
آقا، من دارم عرض مىكنم به كُردها، عرض مىكنم به تُركها، عرض مىكنم به بلوچها عرض مىكنم، به همه قشرها عرض مىكنم، گول اين حرفهايى كه اينها مىزنند نخوريد. بگذاريد اين خونى كه از جوانهاى ما رفته است به ثمر برسد. كارى نكنيد كه تمام خونها هدر برود، و ما باز برگرديم به رژيمى كه يا مثل آن رژيم شاهنشاهى يا بدتر از او بيايد و حكومت كند اينجا. باز كردستانش تا آخر عقب؛ و بلوچستانش تا آخر عقب؛ و همه جا عقب. بايد همه بنشينيد، با هم فكر كنيد، توجه كنيد؛ گول اين حرفهايى كه اينها مىآيند مىزنند نخوريد. اينهائى هستند، همينهايى كه هِى مىگويند خلق، خلق، براى خلق عرض مىكنم كه دارند نوحهسرايى مىكنند، خوب، همينهايند كه خرمنها را آتش مىزنند! همينهايند كه يك كشاورز يك عمر براى خودش يك سال زحمت مىكشد يك خرمن درست مىكند كه نان بچههايش را بدهد، يك كبريت مىزنند آتشش مىزنند. همينها مىگويند ما براى خلق داريم چه مىكنيم و چه مىكنيم! گول اينها را نخوريد.