صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤ - اهميت كشاورزى ايران و نابودى آن در دوره شاه
گودالها و محله نمىدانم چه و حصيرها و اين خانههاى حصيرى و اين خانههاى چه، اين بيچارههايى كه در محل خودشان كشاورز بودند. كشاورزى را از بين بردند به اسم اينكه مىخواهيم ما اربابْ رعيتى را برداريم، همه بشوند ارباب! ما هم چقدر غافل. ملت ما هم چقدر حالا يا غافل بود، يا خوب، سرنيزه بود. چه همه «دهقان»! اين بيچارههايى كه الآن اطراف تهران هستند، هر ده نفرشان توى سوراخى هستند- آنى كه خانه دارد خانهشان را نمىدانم شما ديديد يا نه. من در تلويزيون يك دفعه، دو دفعه ديدم، كه خوب، اسباب تأسف است، يك سوراخى است! يك عدهاى بچه و بزرگ از تويش بيرون مىآيد- اينها دهقانهايى هستند كه مىخواست اربابشان [١] كند، و زندگىشان را بكلى به هم زد. مملكت ما را از حيث كشاورزى، كه مىتوانست خودكفا باشد بلكه صادر كند] ... [، مملكت ما از حيث كشاورزى يك مملكت غنى است. اگر كشاورزى صحيح در اين مملكت بشود، ممكن است آذربايجان كافى باشد براى همه مملكت؛ باقىاش بايد صادر بشود. يا خراسان براى همه مملكت كافى باشد، و بايد باقىاش صادر بشود. ما الآن در زمان ايشان- نمىدانم شما در روزنامهها گاهى ديديد يا نه؟- خيلى افتخار مىكردند كه ما چند صد مثلًا هزار چيز خريديم! اين افتخارشان اين بود كه ما گندم خريديم، جو خريديم! يك مملكت را از اين جهت ساقط كردهاند، و فرياد هم مىزدند كه ما همچو هستيم كه گندم و جو از امريكا خريديم و امسال [از] گرسنگى نمىميريم! اين طور اينها وارد شدند. همه آن قوهها- قدرتهاى انسانى را در اين مملكت متوقف كردند و يا عقب راندند. من در پاريس كه بودم، از جاهاى مختلف، ممالك مختلف، پيش من زياد مىآمدند. مِنْ جمله آلمان، كه خوب نزديك بود. اينهايى كه در اين [مركز انرژى] اتمى بودند و در آنجا كار مىكردند از طرف ايران، اينها هم آمدند پيش من، گفتند كه اين كارى كه ما انجام مىدهيم اولًا مُضر براى ايران است؛ ثانياً نمىگذارند ما بفهميم! مىخواهند نگه دارند به يك سطحى كه نتوانيم بفهميم. اگر هم درست بشود، براى ايران
[١] اصل: دهقانشان.