صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٧ - توجه جوانان به مفاخر فرهنگى
كنند- از اروپا مىآورند كه لوزهاش را عمل كنند. يك همچو وضعى را مىخواستند به ما و به دنيا اين طور نمايش بدهند كه ما يك طبيب لوزه نداريم. و حال آنكه خوب، اين را كه داريم. اين طور مىخواستند ما را در خارج نمايش بدهند. و مأمور بودند كه اين طور بكنند كه ما را يك مردمى كه اصلًا از هيچ چيز اطلاع نداريم، مملكت ما اسفالت هم نمىتواند درست كند، يك راهسازى هم نمىتواند بكند، مملكت ما يك بنا هم نمىتواند درست كند. بناهاى شرق، همين مدرسه فيضيه كه ملاحظه مىكنيد، در اين درى كه از مدرسه فيضيه وارد مىشوند به صحن، يك حاشيهاى آن بالا دارد با يك- آن وقتها كه من ديدم، حالا كه مدتهاست نديدهام- تا كاشيكارى، آن وقت كه ما قم بوديم در سى سال، چهل سال پيش از اين كه ما اينجا بوديم و نرفته بوديم بيرون و اين بساط نبود، براى من نقل كردند كه از متخصصين خارجى آمدند و اين را ديدند گفتند اين ديگر قابل اين نيست كه كسى بتواند مثل اين درست كند؛ براى اينكه اين رنگآميزى كه در اين شده، هر يك از اين رنگها يك مقدار حرارت خاص مىخواهد؛ كه زيادش از بين مىبرد؛ كَمَش نمىرساند او را. و اينها پهلوى هم اينها را كه گذاشتند اين طور هست، نمىتوانيم ما ديگر درست كنيم. اساتيد ما اين طور بودند. بنّاهاى ما، كاشيكارى ما، اين طور بوده كه آنها تصديق مىكردند كه ما نداريم مثل اين. طب ما را در اروپا تا حالا هم شايد طب ابو على را و رازى را، در اروپا حالا هم شايد تدريس بكنند. مع الأسف ما آنها را كنار گذاشتيم، مفاخر خودمان را كنار گذاشتيم، چسبيديم به آنها! تا ما از اين وابستگى درنياييم، اميد اينكه ما يك استقلال صحيحى، يك مملكتى كه بتوانيم به آن بگوييم يك مملكت مستقل، نبايد داشته باشيم.
توجه جوانان به مفاخر فرهنگى
شما جوانها، شماهايى كه جوانها را تربيت مىكنيد، درصدد اين باشيد كه اولًا مغزهاى آنها را از اين چيزى كه پُر كردند از آنها، اين مغزهايى كه پُر شده است از اينكه مغز شرقى را برداشتند، جايش مغز غربى گذاشتند، شستشو كنيد. به آنها حالى كنيد كه شما خودتان