صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٥ - توطئه دشمنان در جدايى روحانيون از دانشگاهيان
كه اسلام از خداست، خدا نمىدانسته كه بعدها چه خواهد شد تا اينكه برنامهاش را همچو درست بكند كه براى همه اعصار باشد؟ برنامه براى همه اعصار هست. منتها شما، اين اشخاص، اطلاع ندارند از آن. و لهذا مىگويند كه مثلًا كافى نيست؛ الآن نمىشود پيادهاش كرد! اين حرفها را تبليغ شده است و در مغزهاى اينها كردهاند، براى اينكه مردم را از اسلام جدا كنند. اينها از اسلام بدى ديدند، و خصوصاً حالا كه به عين ديدند كه اسلام با آنها چه كرد. فهميدند كه اسلام بود كه اينها را بيرون كرد. اينها الآن كوشششان بيشتر است، و آنهايى كه به آنها وابسته هستند باز كوشششان بيشتر است، كه مردم را از اسلام كنار بگذارند و جدا كنند از هم.
توطئه دشمنان در جدايى روحانيون از دانشگاهيان
چنانچه بناى بر اين بود كه روحانيون را با دانشگاهيها جدا كنند. به اينها يك جور تزريق كنند هِى كه يك دسته فُكُلى در آنجا هستند و بيدين هستند و چه طور. به آنها بگويند يك دسته انگليسى، آخوندهاى انگليسى، آنجا هستند كه هم براى خود انگليسها [كار مىكنند]. تزريق مىكردند كه بگوييد اينها انگليسىاند! آنها مىفهمند كه در بين مردم انگليسى چه جور است! خودشان براى پيشبرد مقصد خودشان القا مىكردند كه بگوييد كه اين آخوندها انگليسى هستند، تا شما را از آخوندها جدا كنند. با آخوندها هم همان را مىگفتند كه اينها چه و چه هستند، تا آنها را از شما جدا كنند.
يكى از برنامههاى زيادى كه اينها داشتند يكى همين بود كه اين دو تا قشرى كه به منزله مغز متفكر ملت هست اينها را از هم جدا بكنند؛ يعنى نه اينكه جدا كنند على حدّه براى خودشان؛ نخير، جدا مقابل هم قرار بدهند؛ اين به او بتازد؛ او به او بتازد. بايد اين چيزها از بين برود؛ و ما بيدار بشويم، بفهميم، كه همه ما برادر هستيم. چنانچه خوب، از برنامهها اين بود كه كُرد را از ايران على حدّه [١] كنند؛ عرض مىكنم، بلوچ را- عرض مىكنم كه- على حدّه كنند؛ و هر جايى را يك نقطهاى را چه بكنند على حدّه. و يك وقت
[١] جدا.