صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٥ - هشدار به روشنفكران غرب زده
دمكرات. مردم، دمكرات نمىدانند چى است. آنها هم كه مىدانند، مىفهمند كه غلط است. اين به عنوان اينكه يك عالمى بود كه به درد مردم مىرسيد، رنج كشيده بود براى اين مردم، حبس رفته بود براى اين مردم، خدمت كرده بود به اين مردم، رشد مردم اقتضا مىكرد كه از اين احترام كنند. حالا نويسندهها هر چه مىخواهند بگويند. مردم با آن رشد خودشان ريختند به خيابانها و به سر و سينه خودشان زدند و گفتند كه اين عالم و اين «نايب پيغمبر» ما از دنيا رفته است. حالا روشنفكر هر چه بخواهد بنشيند بگويد كه اين چون مثلًا در فلان جبهه بود و چون در فلان! مردم آن جبهه را اصلًا نمىشناسند تا اين در آن جبهه چون بود از اين جهت احترام كردند. مردم اين قدر توى سر خودشان زدند. خوب، رئيس آن جبههها بميرند، ببينيم كه هيچ كس فاتحه مىخواند برايشان! اين براى اسلام بود. مردم هياهوشان براى خداست. اين همه خون دادند مردم، براى اين بود كه مثلًا در ايران فقط چه چيز ارزان بشود، چه چيز گران بشود؟
براى خدا، مردم خون مىدهند. مگر عقلشان را شيطان برده است كه بيخودى خون خودشان را بدهند، آنها براى خداست. همان طورى كه انبيا براى خدا زحمت مىكشيدند، ملت ما براى خدا [نهضت كرد] شهادت مىخواهند ملت ما. ملت ما مىآيند مىگويند دعا كنيد كه ما شهيد بشويم، براى اينكه شهادت را فوز [١] مىدانند، شهادت را همان طورى كه اسلام فرموده است كه كسى كه شهيد مىشود، در آنجا چه خواهد بود، اينها رشد دارند. خيال نكنند اين آقايانى كه چهار روز رفتند به- نمىدانم- خارج، و معلوم هم نيست كه درس خوانده باشند، رشد مال آنهاست.
هشدار به روشنفكران غرب زده
و اين ملت ما با آن صراحت ذاتى خودشان، با آن روشنى فكر خودشان، با آنكه وابسته نشده اين افكارشان به افكار غير و غرب، با همان تِزْ، با همان وضع، دارند پيش مىروند و فكر مىكنند؛ و با همان وضع وكيل تعيين مىكنند، و با همان وضع رئيس
[١] رستگارى.