صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١ - مقصد، حاكميت اسلام بر كشور
همه كارهايى را كه بايد بكنيم، حالا هم باز بايد در مواقعى كه لازم است براى اينكه نهضت را ما به پيش ببريم آن مسائل باز هر وقت لازم شد بكنيم.
مقصد، حاكميت اسلام بر كشور
نگذاريد اين انقلابى كه حاصل شده و اين نهضتى كه حاصل شده و اين چيزى كه ما را پيروز كرده، نگذاريم سست بشود. اين توجه به مقصد، كه عبارت از اين است كه اسلام بايد در اين مملكت حكمفرما باشد، اين بايد در ذهن ما تا آخر باشد. تا آخر. همان طورى كه تا آخر ما ان شاء اللَّه مُسْلِم هستيم، تا آخر هم طرز ما و طرح ما اين باشد كه بايد اين مملكت مملكت اسلامى باشد؛ اين وزارتخانهها بايد اسلامى باشند؛ اين ادارات بايد اسلامى باشند؛ اين بازار بايد اسلامى باشد؛ اين كشاورزى و نمىدانم، كارگرى و همه اينها بايد اسلامى باشند. و اگر اسلامى باشند، از هيچ نبايد بترسيد. اگر مملكت شما، اگر كشور شما، يك كشور اسلامى شد هيچ خوفى به دلتان راه ندهيد؛ براى اينكه اسلام غمخوار همه است. اسلام غمخوار بشر است؛ نه همان غمخوار شما. اسلام آمده است، روى غمخواريى كه به بشر دارد، اينكه بشر را از اين اعوجاجها و از اين انحرافها و از اين امورى كه براى خود بشر تباهى مىآورد نجات بدهد، براى نجات ملتها، همه ملتها. پيغمبر اسلام غصه مىخورده براى مردم، براى كفّار كه چرا مسلمان نمىشوند؛ چرا اينها هدايت نمىشوند. اسلام را از آن نترسيد.
و اگر اسلام تحقق پيدا بكند، همه آمال و آرزوى همه شماها در اينجا و در آنجا، نه فقط [آنچه كه اينجا] هست، هم اينجا و هم آنجا، همه اينها تحقق پيدا مىكند. اسلام همه ترقيات و همه صنعتها را قبول دارد؛ با تباهيها هم مخالف است. با آن چيزهايى كه تباه مىكند جوانهاى ما را و ملت ما را، با آنها مخالف است اما با همه ترقيات، همه تمدنها، موافق است. اسلام وابستگى شما را و خودمان را به ديگران منكر است. مىگويد نبايد صنعت ما وابسته باشد؛ نبايد زراعت ما وابسته باشد؛ ادارات ما وابسته باشد؛ نبايد اقتصاد ما وابسته باشد؛ نبايد فرهنگ ما وابسته به غير باشد؛ نبايد مستشارها بيايند ما را اداره كنند.