صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٥ - درس عاشورا
را انجام دادند. دست اهل منبر را، دست علما را بستند و نگذاشتند كه اينها تبليغات خودشان را بكنند؛ و آنها تبليغات را از آن طرف شروع كردند، و ما را به عقب راندند و تمام مخازن ما را به چپاول بردند. در زمان محمد رضا هم به همين معنا، منتها با فرم ديگر، به فرم ديگر، نه با آن طور سرنيزه، به يك جور ديگر، اين طايفه را مىخواستند كنار بگذارند. حالا هم همانها [هستند] منتها جوانهاى ما را بازى مىدهند. همان مسأله است. همان مسئله زمان رضا خان است كه مجالس را او قدغن كرد. حالا يك دستهاى آمدهاند مىگويند كه نه، ديگر روضه نخوانيد! نمىفهمند اينها كه روضه يعنى چه. اينها ماهيت اين عزادارى را نمىدانند چيست. نمىدانند كه اين نهضت امام حسين آمده تا اينجا، تا اين نهضت را درست كرده.
اين نهضت پرتوى است از نهضت عاشورا
اين تابع، اين يك شعاعى است از آن نهضت. نمىدانند كه گريه كردن بر عزاى امام حسين، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همين معنا [ست] كه يك جمعيت كمى در مقابل يك امپراتورى بزرگ ايستاد. دستور است. آن دستور عمل امام حسين، سلام اللَّه عليه. دستور است براى همه: كُلُّ يَوْمٍ عَاشُورَا؛ وَ كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلاء [١] دستور است به اينكه هر روز و در هر جا بايد همان نهضت را ادامه بدهيد، همان برنامه را.
درس عاشورا
امام حسين با عده كم همه چيزش را فداى اسلام كرد؛ مقابل يك امپراتورى بزرگ ايستاد و «نه» گفت؛ هر روز بايد در هر جا اين «نه» محفوظ بماند. و اين مجالسى كه هست مجالسى است كه دنبال همين است كه اين «نه» را محفوظ بدارد. بچهها و جوانهاى ما خيال نكنند كه مسأله، مسأله «ملتِ گريه» است! اين را ديگران القا كردند به شماها كه بگوييد «ملتِ گريه»! آنها از همين گريهها مىترسند، براى اينكه گريهاى است كه گريه بر مظلوم است؛ فرياد مقابل ظالم است. دستههايى كه بيرون مىآيند، مقابل ظالم هستند؛
[١] هر روز عاشورا و هر زمينى كربلاست.