صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥ - ضرورت دخالت همه اقشار در سياست
مشغول چپاولگرى باشند و مشغول ظلم و جور به ملت. و قشرهايى كه دينى هستند؛ اينها مشغول به اعمال ديانتى خودشان باشند، كارى نداشته باشند كه چه مىگذرد در اين مملكت؛ كار نداشته باشند كه خارجيها چه به سر اين مملكت مىآورند. برنامه دولتها در زمان طاغوت اين بود. و دامنزده بودند به اينكه نگذارند روحانيون در سياست دخالت بكنند. و شايد بسيارى از خود روحانيون هم باورشان آمده بود كه نبايد در امور سياسى دخالت كنند. و بسيارى از جوانهاى ما هم باورشان آمده بود كه نبايد اينها در امور سياسى دخالت بكنند. حتى، از قرارى كه گفتند، يكى از همين افراد فاسد وابسته، در همين چند روز، در يك جايى به اين صورت گفته بود كه ما مىخواهيم قداست روحانيون محفوظ باشد؛ اينها دخالت در امور مملكتى نكنند تا قداستشان محفوظ باشد! اين يك حيلهاى است كه غربيها به كار بردند؛ و وابستگان به آنها هم از آنها تقليد كردند به اسم اينكه قداست اينها محفوظ باشد؛ يعنى اينها همان بروند توى مسجدها و دعا بخوانند تا قداستشان محفوظ باشد، و كارى به مملكت و كارى به دولت و كارى به مجلس و كارى به ديگر قشرهايى كه بايد باشد نداشته باشند؛ اينها را بگذارند براى چپاولگرها، و دعا و ذكر خودشان را بگويند و كارى نداشته باشند. اين يك برنامهاى است كه ريخته شده است و ريخته شده بوده است در سالهاى طولانى. و در زمان اين پدر و پسر به آن دامن زياد زده شده است، اين حرف آنهاست.
ضرورت دخالت همه اقشار در سياست
حرف ما اين است كه نه روحانى تنها، همه قشرها بايد در سياست دخالت بكنند. سياست يك ارثى نيست كه مال دولت باشد، يا مال مجلس باشد، يا مال افراد خاصى باشد. سياست معنايش همين وضع آن چيزهايى [است] كه در يك كشورى مىگذرد از حيث اداره آن كشور. همه اهالى اين كشور در اين معنا حق دارند. خانمها حق دارند در سياست دخالت بكنند؛ تكليفشان است. روحانيون هم حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليف آنهاست. دين اسلام يك دين سياسى است. يك دينى است كه همه چيزش سياست است، حتى عبادتش.