صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - امر به معروف و مسئوليت همگانى
به جاهاى خوب بايد ببرد، مسئول اين است كه اين را به جاهاى خوب و به علفچراهاى خوب ببرد و به آبهاى خوب، و مسئول است پيش صاحبان او به اينكه چرا نبردى؟
امر به معروف و مسئوليت همگانى
همه ما آن حال را داريم، مسئوليم در مقابل خدا و در مقابل وجدان. و همهمان بايد مراعات بكنيم؛ يعنى نه اينكه مراعات خودمان را؛ من مراعات همه شما را بكنم؛ شما هم هر يك مراعات همه را. يك همچو برنامه است كه همه را وادار كرده كه به همه «چرا» بگوييم، همه را. به هر فردى، لازم كرده به اينكه امر به معروف كند. اگر يك فرد خيلى به نظر مردم مثلًا پايين يك فردى كه به نظر مردم خيلى اعلا رتبه هم هست، اگر از او يك انحرافى ديد، بيايد- اسلام گفته برو به او بگو نكن- بايستد در مقابلش بگويد اين كارَت انحراف بود نكن. مىگويند عمر گفت- در وقتى كه خليفه بود- كه من اگر چنانچه خلافى كردم به من مثلًا بگوييد و چه بكنيد. يك عربى شمشيرش را كشيد گفت ما با اين مقابل تو مىايستيم. اگر تو بخواهى خلاف بكنى، ما با اين شمشير مقابلت مىايستيم. [١]
تربيت اسلامى اين است كه در مقابل اجراى احكام خدا و در مقابل راه انداختن نهضتهاى اسلامى، هيچ ملاحظه از كسى نكند. اين آقاست اين غير آقا، اين پدر است اين پسر است، اين رئيس است، اين مَرءوس است، ابداً اين مسائل نباشد در كار. مسأله اين باشد كه اين آيا به طريق اسلام دارد عمل مىكند يا نه. به طريق اسلام عمل مىكند، هر فردى باشد بايد از او قدردانى كرد و تشويق كرد و محبت به او كرد. بر خلاف اسلام كه باشد، هر فردى مىخواهد باشد، يك روحانى عاليمقام باشد، يك آدمى باشد كه مثلًا رأس باشد، يك سركرده باشد، وقتى ديدند بر خلاف مسير دارد عمل مىكند، هر يك از افراد موظفند كه به او بگويند كه اين خلاف است، جلويش را بگيريم. همه ما الآن موظفيم به اينكه اعمالى كه خودمان مىكنيم يك اعمالى نباشد كه چهره انقلاب ما را مُشوَّه كند؛ غير از آن طور كه خدا مىخواهد عرضه بكنيم.
[١] كنز العمال، ج ١٢، ص ٥٦٢