صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٧ - نصرت الهى در گِرو نصرت اسلام
ارادهاى فوق همه ارادهها هست. و خداى تبارك و تعالى وعده كرده است به مردم كه چنانچه نصرت كنيد خدا را، خدا هم نصرت مىكند شما را. آنهايى كه به ما وراء طبيعت اعتقاد ندارند، براى آنها اين مسائل معماست. اما براى ما كه قائل به يك همچو قدرتى هستيم- و با برهان قوى ثابت كرديم يك همچو قدرتى را- هيچ معمّا نيست، معمّا پيش ما نيست اين مسائل. خداوند يارى كرد شما را؛ و يارى خداوند كافى است.
اگر يارى خداوند نبود، چه طور در ظرف يك مدت كوتاهى يك ملتى كه هر كدام يك خيال خاصى براى خودشان داشتند، هر طبقهاى يك آمال و آرزو و يك برنامهاى داشتند، يكدفعه همه مجتمع شدند در يك امر. اگر نصرت خدا نبود، چه طور يك ملتى كه از يك پاسبان مىترسيد، يك پاسبان اگر در بازار مىآمد اجازه به خودش نمىداد كه بگويد ما امروز مثلًا بيرق نمىزنيم بالاى دكانها، هيچ همچو چيزى در ذهنش نمىآمد، به خودش همچو اجازهاى نمىداد، اگر يارى خدا نبود، چه طور همين ملت به همين وضع يكدفعه ريختند بيرون، گفتند ما اصلًا سلطنت نمىخواهيم! سلطنت رژيم دو هزار و پانصد ساله را ما نمىخواهيم؛ اين نصرتهاى اين خداست. شما شايد گاهى غفلت كنيد از آن.
نصرت الهى در گِرو نصرت اسلام
اگر نصرت خدا نبود، چه طور ذهن اينها را منصرف كرد از اينكه مقابله با همه قدرتها پيدا كند. اگر اينها با آن قدرتى كه در دست داشتند مقابله مىكردند و همان طور كه الآن در افغانستان براى برادرهاى مسْلم ما اين طور مسائل پيش آمده است. اينها را خداى تبارك و تعالى منصرف كرد. و يك رعبى در دلشان انداخت، يك انصرافى برايشان حاصل شد كه مقابله اصلًا نكنند، مقابله هم بكنند، مقابلههاى خيلى جدّى نباشد. اين انصرافى بود كه خدا در قلب اينها ايجاد كرد؛ و رعبى بود كه ايجاد كرد، ترسيدند؛ يعنى يك قدرت بزرگ شيطانى از يك ملت بىساز و برگ ترسيد و نتوانست مقاومت بكند. اينها نصرتهاى الهى است، كه به حسب نظر كسى كه يك قدرى تأمل در اطراف قضايا