صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٧ - هراس دشمنان از اسلاميت نظام
ملت ما با تقريباً اتفاق كلمه، درصد دو، يك و نيم مخالفت- اين مخالفت، اسمش نيست- همينى كه ملت ما مىخواست و با اصطلاح آنها دمكراسى بودن اقتضاى اين را مىكرد كه همه تسليم باشند در همين، از اول مشغول مخالفت شدند. اينهايى كه آن روز مخالف بودند با جمهورى اسلامى، و از اسلامش مىترسند، نه از جمهورىاش. حالا با مجلس خبرگانش، قبل هم با انتخابات مجلس خبرگان مخالفت مىكردند، و بعد هم با مجلس خبرگان مخالفت مىكردند، و بعد هم خواهد آمد كه با مجلس شورا مخالفت خواهند كرد. و بعد هم با اين رفراندمى كه براى قانون اساسى است، خواهند مخالفت كرد. درد همه، اين است كه چرا اسلام؟ اين دردشان است. و ملت ما هم همه مقصد خودش را اسلام مىداند، براى اينكه از اسلام مىبيند كه آن چيزى كه مىخواهد حاصل مىشود. اسلام، هم دنياست و هم آخرت. ملت ما اسلام را مىخواهد و اينها با ملت ما مخالفاند براى خاطر اينكه اسلام را مىخواهد. اگر اين ملت مىگفت كه جمهورى فقط، اينها همه برايش سينه مىزدند و برايش تبريك مىگفتند. اما حالا كه كلمه اسلام آمده توى كار، نه با اين مخالفاند. اين ارتجاعى است! اينها اسلام را ارتجاعى مىدانند. اينها خدا را مرتجع مىدانند، يك همچو مردمىاند. اگر اعتقاد به او داشته باشند- اعتقاد كه ندارند- اينها با پيغمبر اسلام بدترند تا با شماها؛ براى اينكه اساس را او گذاشته است. اين ارتجاعى بود كه شما ملت [را نجات داد]، اين ارتجاعى بود كه دست خيانتكارها را از اين مملكت بُريد. و اينها اين را مسئله ارتجاعى مىدانند. اين ارتجاعى بود كه شماها را به سرنوشت خودتان حاكم كرد. نمىدانم كِى اينها مىخواهند بيدار بشوند و كِى مىخواهند دست بردارند از اين مغلطه كاريهاى خودشان، از اين مخالفتهاى خودشان؟ من متأسفم كه يك جمعيتى كه بايد به اين مملكت خدمت بكنند، بايد الآن قدردانى بكنند كه اين ملت خون خودش را داد و چپاولگرها را بيرون كرد و مفتخورها را دستشان را قطع كرد و آدمكشها را بعضيشان را به جزاى خودشان رساند و بعضيشان را هم مىرساند ان شاء اللَّه. من متأسفم كه اينها نمىآيند ميدان با اين ملت موافقت كنند. ملتى كه همه چيزش را داده و حالا شما آزادانه نشستهايد توى اتاقهايتان و پايتان را روى پاى خودتان مىاندازيد و بر خلاف اين