صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧ - سياست رژيم طاغوت درباره جوانان
مىشود- اين بدون اينكه نقشهاى باشد و اينها مِنْ باب اتفاق اين جور شده باشد، مسأله اينها نيست. يك طرحى بوده است كه جوانهاى ما را آنهايى كه مىخواهند، مىتوانند، تربيت كنند، آنها را يك جورى كنند كه نتوانند. از ايشان قدرت تربيت را بگيرند. يا اشخاصى را كه خودشان مىخواهند در دانشگاهها و در دبيرستانها و آنجا بگذارند به آن طورى كه مىخواهند تربيت كنند. و از آن طرف، تمام راههاى تَعيُّش را به روى جوانها باز كنند كه هر ساعتى كه اين بخواهد يك عيش و نوشى بكند برايش فراهم باشد، آسان باشد. و دامن هم به آن بزنند، تبليغات هم بكنند- عرض كنم- اعلام هم بكنند و اينها را بِكشند به طرف آن، نتيجه چى مىشد؟ نتيجه اين مىشد كه اين نسل جوانى كه بايد براى اين كشور مفيد باشد، اين نسل جوان بىتفاوت باشد نسبت به مسائل جدّى، يك مغزى كه دنبال اين رفت كه موسيقى گوش كند- موسيقى كه الآن هم هست كه خير، موسيقى يك چيزى مثلًا تربيتى است- يك مغزى كه دنبال اين رفت كه موسيقى گوش بكند، و عادت به اين [كرد] اين مغز مريض مىشود، اين نمىتواند فكر اين بكند كه كشورش به چه حال دارد مىگذرد، چه مىگذرد در آن؛ ديگر دنبال اين نيست، مثل يك آدم هروئينى مىماند. اينهايى كه عاديات هست كه انسان به آن عادت مىكند، مِنْ جمله همينهايى كه مثلًا سينماهايى كه اينها درست كرده بودند، تئاترهايى كه اينها درست كرده بودند، اينها تمام يك نقشهاى بوده است كه ما را، جوانهاى ما را نگذارند به مسائل روزشان، به مسائل جديشان، فكر بكنند، در ذهنشان هم نيايد همچو فكرى. همه چيز هم براى آنها فراهم كردند؛ همه جور هم فراهم كردند. خوب، جوان هم وقتِ جوانىاش است و وقتى عيش و نوش برايش فراهم باشد، كشيده مىشود به آنجا. اين همه نقشهها براى اين بود كه از آن طرف نيروهايى كه مىتوانند تربيت كنند جوانها را يا از بين ببرند، يا لا اقل محدودش كنند، و يك طورش كنند كه روى همان مسائل آنها فكرها به كار بيفتد. و از آن طرف، باز به اين قانع نشدند، جوانها را از راههاى ديگر، بازكردن مراكز فساد و فحشا و همه چيز، اينها را به تباهى بكشند به صورتهاى مختلف؛ با وضعهاى مختلف؛ با برنامههاى مختلف. همه شركت در اين معنا داشتند كه ما از آن چيزى كه هستيم تهى