صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣١ - آزاديهاى تباهى آور
الهى- قرآن كريم- آن تربيت را متكفّل [١] شده است، اگر ما تربيت بشويم به تربيتهاى قرآنى، بالاترين موجود در كمال خواهيم شد. پيغمبر خدا كه افضل موجودات است براى اين است كه آن طور كه هست، فهميده است، و آن طور كه هست عمل كرده. هر كس قرآن را آن طور كه هست بفهمد و آن طور كه هست عمل كند، آن طور كه دستور داده است عمل بكند، اين از تمام موجودات افضل مىشود. لكن نه آن طورى كه پيغمبر مىفهمد كس ديگر مىتواند. نه آن عملى كه او مىكند كس ديگر مىتواند. و لهذا او افضل است. و اگر چنانچه يك علف خودرو باشد، تربيت در او نباشد، آن طور نيست كه مثل يك درختى باشد كه فاسد مىشود، فقط درختهايى كه خودرو هستند و تربيت نشدند، خودشان بدقواره مىشوند، خودشان فاسد مىشوند، اما ديگر درختان را فاسد نمىكنند. در حيوانات هم اين طورى است، كه يك حيوان اگر چنانچه بداخلاق باشد، بد عمل باشد، چموش باشد، اين همان خودش است. و اين طور نيست كه ديگران را هم وادار كند به آن نقيصهاى كه خودش دارد. انسان اين طور نيست؛ انسانِ بد، يك بدش، يك امّت را بد مىكند، و يك خوبش، يك امّت را خوب مىكند.
آزاديهاى تباهى آور
شما ملاحظه كنيد در اين پنجاه سالى كه اين رژيم- رژيم طاغوتى- بر ما حكومت كرد. حكومت بغير حق، بغير قانون، اين ملت را به تباهى كشيد. اين طور نبود كه فقط خودش بد باشد، ملت را به تباهى كشيد. جوانهاى ما را تباه كرد. زن و مرد اين جامعه را او به تباهى كشيد. آن رشدى كه بايد جامعه ما بكند، اينها مانع شدند از اينكه رشد كند. متوقف كردند رشد انسانى جامعه ما را با اسمهاى «آزاد زنان و آزاد مردان» و «تمدن بزرگ»! تمام اختناقها را تحميل كردند به ما. تمام ديكتاتوريها را كردند، نه زنها آزاد بودند و نه مردها. بله، يك آزادى بود، آن آزادى تباهى آور. آزاد بودند كه لُخت راه بروند بيرون و هر طور كارى مىخواهند بكنند. و اين طور دستور داشتند كه آن طور
[١] عهده دار.