صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٩ - خدمات جمهورى اسلامى
حبسيهاى ما چه. حبسيهايى كه الآن هستند، اين آقاى نويسندهاى كه با يك گروهى هستند، نمىدانم چه گروهى، زهر مارى هستند، اين اظهار تأسف مىكند بر اينهايى كه حالا در زندان هستند، مثل اظهار تأسف امريكا به قتل نصيرى و هويدا و امثال اينها، البته همه از اين سنخ هستند، همهشان باهماند. برادرها، با هم باشيد. جوانها، خواهرها، عزيزان من، همهتان با هم باشيد. اين حرفهايى كه اينها مىزنند درست تأمل كنيد در آن كه اساس چه است مىگويند چيزى نشده است. مىگويند آنجا هم حالا حبسى هست. اين اساس مطلب درد اينها را ببينيد چه است. نمىفهمند اينها كه آنى كه ملت مىخواهد، شد. نشد يعنى چه؟ يعنى حالا باز رژيم سلطنتى است؟ حالا باز امريكا در اينجا حكومت مىكند؟ حالا باز مستشارهاى امريكا در اينجا حكومت مىكنند؟ حالا باز ما در توى حبس و تبعيد هستيم؟ حالا مملكت ما مال خودمان نيست؟ ديگران مىبرند؟ حالا آن ظالمهايى كه آن قدر ستم به ما مىكردند، باز مشغول همان كارها هستند؟ اينها نيست در كار. همه چيز تحقق پيدا كرد؛ يعنى آنى كه ملت مىخواست. ما خواست ملت را از فريادش بايد بفهميم. خواست ملت- يعنى همه ملت- خواستشان همان بود كه داد مىزدند. خواستشان اين بود كه مىنوشتند يا مىگفتند. فرياد مىزدند روز و شب بر پشت بامها و در توى خيابانها به فرياد مىنشستند و فرياد مىكردند. سر تا ته فريادشان هر چه بپرسيد جز اين سه تا كلمه نبود. ما در هيچيك از فريادها نشنيديم كه خانه ما مثلًا خانه خوبى نيست، حتى اين زاغهنشينها به فكر اين نبودند كه توى زاغه نشستند. تمام نظر، تمام خواست، اين سه تا مطلب بود. و اين سه تا مطلب تمامش حاصل است.
خدمات جمهورى اسلامى
چطور جمهورى، انقلاب واقع شد و هيچ چيز نشد؟ انقلاب براى آن كه واقع شد، شد. انقلاب براى چيزهاى ديگر نبود. براى اين بود. بله، جمهورى اسلامى شده است، اما محتوايش الآن محتاج به يك زمانى است كه اسلامى بشود. شما توقع داريد كه دو هزار و پانصد سال تعليمات غلط، حالا ما از آن دو هزار و پانصد سال و اينها را