صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣ - اهميت كشاورزى ايران و نابودى آن در دوره شاه
راه ديگر هم كه براى طبقات ديگر پيش گرفته بود اين بود كه ما مىخواهيم اين مملكت را به «تمدن بزرگ» برسانيم. كتاب مأموريت براى وطنم را يكى ديگر نوشته و به ايشان نسبت داده! [١] خودش اهل نوشتن نبود، وقتش را هم نداشت. اين هم يك دامى بود براى اينكه مردم را غافل كند از اينكه دارد همه چيزشان را از بين مىبرد. از اين طرف، اينكه ما مىخواهيم براى ملت چه بكنيم و مىخواهيم مملكت را صنعتىاش كنيم! مىگويند كه كلاغ مثل كبك مىخواست راه برود، راه رفتن خودش هم يادش رفت! اين نمىخواست اصلًا مثل كبك راه برود؛ مىخواست بازى بدهد مردم را. درصدد بودند اينها كه مردم را اغفال كنند، سرخوش كنند، به اينكه ما مملكتمان بعدها صنعتى مىشود، و بعد از يكى دو سال ديگر ما در ... ادعاها بود ديگر، بعد از يكى دو سال ديگر ما مىرسيم به همان ابرقدرتها! مىشويم مثل ژاپن! ژاپنى كه الآن با امريكا تَنه مىزند و صنعتش در خود امريكا جلو از امريكاست. اينها مىگفتند ما مىشويم مثل ژاپن! چه كردند؟
اهميت كشاورزى ايران و نابودى آن در دوره شاه
آن چيزى كه در ايران لازم بود باشد و اقتصاد ايران به او بستگى داشت، كه عبارت از كشاورزى بود، از بين رفت. كشاورزى را به صورت اينكه ما مىخواهيم، به اسم اينكه ما مىخواهيم، صنعتى كنيم مملكت را، اول كشاورزىاش را از بين بردند. كشاورزى كه از بين رفت، اشكالاتى پيدا شد: يكى اينكه ما شديم براى امريكا يك بازارى براى خريد كالاهاى امريكا؛ يعنى گندمها و ساير حبوباتى را كه آنها زيادى داشتند و بايد بريزند به دريا يا بسوزانند، به ما به قيمت اعلا مىفروختند و پول ما را مىگرفتند. يكى ديگر اينكه اين كشاورزها را از اطراف ايران كوچ داد اين طرح، و آورد اطراف تهران و اطراف شهرهاى ديگر، بيشترش در تهران. اين همه محلههايى كه در تهران درست شده، محله
[١] گفته مىشد كه كتاب «مأموريت براى وطنم» را شجاع الدين شفا و كتاب «تمدن بزرگ» را امير طاهرى سردبير روزنامه كيهان نوشتهاند و به اسم محمد رضا شاه به چاپ رساندهاند! در مورد كتاب دوم، همه آنانى كه با شيوه نگارش امير طاهرى آشنايى داشتند، موضوع را تأييد مىكردند.