صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٦ - كوشش در تعليم و تربيت نيروها
و وابسته به غير باشيم. هر چيزى را اينها مىگفتند بايد ما از خارج وارد كنيم. هى با فلان شركت، با فلان شركت خارجى، با فلان شركت خارجى پيمان مىبستند و راهسازى را به آنها مىدادند. و راهسازهاى ما كنار بايد بنشينند، عَمَلهها [را] با، يك چيز جزئى به عملگى بكشند، و مهندسين آنها با حقوقهاى فلان و فلان و آقايى و فرمانفرمايى بر ما حكومت بكنند. ما را يك دسته، مملكت ما را يك دسته وابسته و عَمَله و پايين و اين طور نمايش مىدادند. يك مهندسى از خارج مىآوردند، كه مهندسين خود شما بهتر از آنها بود، او را مىآوردند با صد هزار تومان يا كمتر يا بيشتر مىآوردند به او مىدادند؛ و اينهايى كه از او هم بهتر بودند، زير دست او قرار مىدادند.
ضرورت خودكفايى كشور
وضع مملكت ما در اين مدت، و خصوصاً در اين پنجاه سال اخير، يك همچو وضعى شده بود. و ما بايد از اين خارج كنيم خودمان را. ما اگر بخواهيم كه يك مملكت مستقل باشيم، بايد همه چيز، در همه چيزمان، جدّيت كنيم كه خودكفا باشيم. مريض ما ديگر خارج نرود. چيزهايى كه ما خودمان مىتوانيم درست كنيم، خودمان درست كنيم، و هر چيز را مىتوانيد درصدد [باشيد] وقتى «انسان» باشد، مىتواند درست كند؛ مىتواند همچو كارى را بكند. لكن وضع را اين طورى به بار آورده بودند كه ما باورمان آمده بود كه چيزى نداريم؛ ما چيزى نمىدانيم؛ بايد ما از خارج بگيريم؛ بايد همه چيز از خارج بگيريم. و اگر واقعاً اين طور است، كه يك مصيبتى است. و اگر اين طور نيست، و ما را اين طور تربيت كردند كه باورمان بيايد، اين هم يك مصيبت ديگرى است.
كوشش در تعليم و تربيت نيروها
بايد دانشگاه جدّيت كند به اينكه افرادى را همچو بار بياورد، همچو تربيت و تعليم بكند، كه احتياج را از خارج سلب بكنند اينها. طبيبش طبيب خودمان باشد، و ما احتياج نداشته باشيم به طبيب خارج يا رفتن به خارج. وقتى مىخواهد يك لوزهاى را عمل كند- در رژيم سابق لوزه يكى از بچههايش، نمىدانم، يا از بستگانش را مىخواست عمل