صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٧ - مرز اختناق و آزادى
نمىدهند، مىگويند برويد در مملكت خودتان طبابت كنيد! كيفيت تحصيلى كه جوانهاى ما مىروند و آنجا تحصيل مىكنند، و به خيال خودشان براى «ترقى» مىروند، كيفيت تحصيلى صحيح نيست؛ يعنى آنها اين چيزهايى كه نفع دارد براى همه، به اختيار ما نمىگذارند. اگر چنانچه يك تعليمى هم بكنند، يك تعليم جزئى است؛ و بايد بگوييم تعليم استعمارى. همه چيزِ ما را وابسته به خودشان در عين حال مىكنند و به ما هم چيزى هم نمىدهند. ما الآن در همه چيز به گمان همه يك نحو وابستگى داريم. كه بالاتر از همه، وابستگى افكار است. افكار جوانهاى ما، پيرمردهاى ما، تحصيلكردههاى ما، روشنفكرهاى ما، بسيارى از اين افكار؛ وابسته به غرب است، وابسته به امريكاست. و لهذا حتى آنهايى كه سوء نيت ندارند و خيال مىكنند مىخواهند خدمت بكنند به مملكت خودشان، از باب اينكه راه را درست نمىدانند و باورشان آمده است كه ما بايد همه چيز را از غرب بگيريم، اين وابستگى را دارند. و اين وابستگى سرمنشأ همه وابستگيهاست كه ما داريم. اگر ما وابستگى فرهنگى را داشته باشيم، دنبالش وابستگى اقتصادى هم هست؛ وابستگى اجتماعى هم هست؛ سياسى هم هست. همه اينها هست.
مرز اختناق و آزادى
شما معلمها و همه اساتيد توجه كنيد به اين معنا كه غرب به ما چيزى نمىدهد كه مفيد باشد. دارد چيز مفيد، اما به ما نمىدهد، صادر نمىكند. آنى كه- به ما صادر- براى ما صادر مىكند آن چيزهايى است كه مملكتهاى ما را به تباهى مىكشد. آزادى صادر مىكند، اما آزادى براى اينكه هر كه هر فحشايى را مىخواهد بكند آزاد است! مع الأسف اينهايى هم كه در ايران هستند و آزادى طلب هستند باز وقتى كه مىبينيد يك چيزى كه براى مملكت ما تباهى داشته است و جلويش را گرفتند آنها فريادشان درآمده است كه اختناق است! اختناق اين است كه قلمهايى كه بخواهند به نفع يك كشورى، به نفع كشور شما، به نفع اسلام شما، به نفع ملت شما، به كار برود جلويش را بگيرد. اگر چنانچه يك چيزى كه بر ضرر جامعه ما هست، بر ضرر نهضت ما هست، بر ضرر كشور ما