صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٨ - مخالفت با اسلام منشأ مخالفت گروهكها و غرب باوران
مخالفت با اسلام منشأ مخالفت گروهكها و غرب باوران
در هر صورت، ما الآن گرفتار يك مشت اشخاص مختلف السليقه و مختلف العقيدهاى كه همه در اين معنا كه نخواهند اين مملكت به سر و سامان برسد شريكاند. در عقايد مختلفاند، بعض گروههاشان با بعض گروههاى ديگر دشمن هم هستند، لكن در يك چيز موافقاند، و آن اينكه مخالفت با اسلام! مخالفت با آن چيزى كه همه ملت ما به آن رأى دادند، در اين اينها موافقاند؛ يعنى در باطل خودشان اتفاق دارند. شماها در حق خودتان مجتمع باشيد، اين باطلها نمىتوانند كارى بكنند. شماها توجه داشته باشيد كه اسلام براى شما، براى ما، براى همه، براى همه بشر مفيد است. اسلام يك طرحى است كه براى مستضعفين بيشتر از ديگران مفيد است؛ و براى همه مفيد است. از اسلام نترسيد، و نترسانيد مردم را. شماهايى كه قلم دستتان مىگيريد و هر چه دلتان مىخواهد مىنويسيد يا هر چه دلتان مىخواهد صحبت مىكنيد، شماها از اسلام بىاطلاع هستيد. شما يك كلمه اسلامى شنيديد، گاهى هم يك كتابى خوانديد كه نويسندهاش هم از اسلام اطلاع صحيحى نداشته است، بدون اطلاع از اسلام، بدون اطلاع از فلسفه احكام اسلام، شماها سمپاشى مىكنيد. و معلوم هم نيست كه واقعاً مقصدتان اين باشد كه يك كار صحيحى انجام بدهيد، منتها اشتباه مىكنيد. نخير، من خيلى احتمال مىدهم كه بسيارى از اينها- نه همه- بسيارى از اينها اشخاصى باشند كه حالا كه ديدند آن رژيم به هم خورده است و آن منافعى كه آنها در آن رژيم مىبردند، و آن قدر فاصلهاى كه ما بين آنها و ما بين مردم بوده است در طرح اسلامى آن طور نمىتواند مطرح باشد، اينها حالا به دست و پا افتادند بلكه نگذارند اين نهضت پيش برود. شما ملاحظه كرديد كه قدم بقدم مخالفت كردند. آن روز كه نهضت بود، همين در تهران و در ساير جاها، هِى مخالفتها بود و دست و پا مىزدند به اينكه- همين داخليها، خارجيها، [وقتى] كه سر جايش بود- شاه را نگه دارند. وقتى كه شاه رفت، دست و پا مىزدند به اينكه بختيار را نگه دارند. توى خيابانها راه مىافتادند و «قانون اساسى» مىگفتند. قانون اساسى معنايش حفظ شاهنشاهى است. و آنها قانون اساسى را براى شاهنشاهيش مىخواستند، نه براى ساير مسائلش