صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥١ - مردم و رژيم پهلوى
همان روز كه بيعت كردند، بعد از بيعت بيل و كلنگش را برداشت رفت سراغ يك كارى كه انجام مىداد! در بين مردم هم هيچ باكى نداشت؛ براى اينكه مردم با او بد نبودند، خيانتى نكرده بود كه از مردم بترسد. او هر چه كرده بود به نفع ملت خودش، به نفع مسلمين، انجام داده بود. يك كسى كه به نفع مسلمين، به نفع ملت، كارها را انجام مىدهد ديگر از ملت نمىترسد، ملت پشتيبان هست.
مردم و رژيم پهلوى
شما ملاحظه بكنيد همين دو دورهاى كه همهمان ديدهايم، منتها من زيادترش را ديدهام و شما كمترش را، در دوره سابق و اين دوره اگر يك مشكلى پيدا مىشد براى دولت سابق و شاه و وزير و دبير و رؤسا همه فرياد مىزدند كه مشكل حاصل شده، مردم چه مىكردند؟ آن كه مىتوانست، مىگفت خدا كند زيادتر بشود! كمك هم شايد به آنها مىكرد براى زياد شدن مشكل. آن هم كه نمىتوانست، بىتفاوت بود، كار نداشت به اين كارها. خوب، جهنم كه براى تو مشكل است! بهتر. شماها يادتان نيست وقتى كه اين سه مملكت هجوم كردند و ايران را گرفتند در جنگ عمومى، من يادم هست و قم بودم، همه چيز مردم در خطر بود، همه چيز، سه تا لشكر دشمن وارد شده بودند، همه چيزشان در خطر بود، لكن آن روزى كه صدا درآمد كه رضا شاه را بيرونش كردند، مردم راحت شدند؛ مردم دعا كردند و به هم تبريك شايد مىگفتند! و من به اين دومى [نصيحت] كردم كه كارى نكن كه وقتى رفتى مردم شادى كنند، چنانچه براى پدرت كردند. اين را ديگر خود شما ديديد، من نبودم اينجا، كه وقتى ايشان رفته است مردم چه كردند، خيابانها چه بساطى بود. علاوه بر اينكه كمك نمىكردند، اين طور بودند خودشان، براى اينكه جبهه را يك جبهه مقابل قرار داده بود. مسئله ملت اصلًا طرح نبود پيش اينها، هيچ كارى به ملت اينها نداشتند. اينها هر چه مىتوانستند قواشان را صرف سركوبى خود ملت مىكردند. وقتى سركوبى ملت در رأس مقاصدشان بود، خوب، ديگر نبايد توقع داشته باشند كه ملت با آنها چه كار مىكند.